ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٣ - علت عدم تأثير علم و عقيده در اراده و عمل چيست
علت سوم - حياتى تلقى نكردن موضوع معلوم و موضوع مورد اعتقاد .
مى توان گفت : اين يكى اساسىترين علت تضاد يا تناقض ما بين علم و عمل است كه بايد بطور جدى مورد دقت قرار بگيرد . براى اهميت اساسى اين علت ، بايد اين اصل ضرورى را در نظر بگيريم كه مى گويد : هر موضوعى كه براى انسان حياتىتر تلقى شود ، اراده و تصميم و حركت در اختيار آن قرار مى گيرد ، اگر چه آن موضوع مورد علم و يقين و مورد اعتقاد نباشد ، بلكه حتى اگر آن موضوع كه حياتى تلقى شده است ، فقط محتمل ( مورد احتمال ) باشد . بعنوان مثال - اگر شما يقين داشته باشيد اگر از راه الف برويد ، دستمالى ناچيز از شما گرفته خواهد شد ، يا آن را گم خواهيد كرد ، چون فرض اينست كه آن دستمال براى شما اهميتى ندارد ، لذا بدون اضطراب و تشويش از همان راه مى رويد . در صورتى كه اگر احتمال يك در هزار بدهيد كه اگر از همان راه الف برويد ، اهانتى ناگوار به شخصيت شما خواهند كرد ، يا اگر از آن راه برويد احتمالا با خطر جانى رو برو خواهيد گشت ، اگر شما داراى مغز و روان معتدل باشيد بدون ترديد از راه الف نمى رويد و راهى ديگر براى خود انتخاب مى كنيد . با اين كه شما در هيچ يك از دو احساس خطر ( شخصيتى يا جانى ) حتى پايينترين مراتب يقين ( علم اليقين ) را هم نداشتيد و فقط احتمالى در مغز شما بوجود آمده بود ، ولى اين احتمال براى شما كار حق اليقين نموده و ارادهء جدى و تصميم را براى اجتناب از راه الف و انتخاب راه ديگر در شما بوجود مى آورد . بنا بر اين ، تخلف عمل از علم و عقيده مربوط باينست كه شما موضوع معلوم و موضوع اعتقاد را با اهميت حياتى تلقى ننمودهايد . از اينجاست كه وظيفهء الهى همهء انبياء و مرسلين عليهم السلام و تكليف همهء حكماى راستين و صاحبنظران تلاشگر در پيش برد رشد و كمال حقيقى انسانى اين بوده است كه حياتى بودن عقايد و عمل به بايستگىها و شايستگىهاى تكاليف آدميان را براى آنان واقعا اثبات كنند و ارادهء جدى و تصميم قطعى آنان را از درون و وجدان آزاد آنان بر انگيزانند .
علت چهارم - ضرورت عمل بر معلومات و معتقداتى كه نتائج بايستگىها و شايستگىهاى آنها ، معقول است ، نه محسوس و قابل لمس ، به درجهء احساس ضرورت عمل به معلومات و معتقداتى نمى رسد كه نتائج آنها در زندگانى طبيعى محض محسوس