ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٦ - مورد يازدهم - امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام شير حق است
بود . به اين معنى : تنظيم موقعيت با آن آينده هايى كه با دانشها و ارادههاى محدود حيات طبيعى اداره خواهد شد ، همان است كه ديروزها را اداره كرده و امروزها را تفسير و توجيه نموده است . در صورتى كه اين گونه تنظيم موقعيتها ، نتيجه اى جز برخوردارى از يك زندگى طبيعى ندارد كه اغلب با حالت تزاحم با ديگر همنوعان و زدو خورد با آنان سپرى مى شود . با توجه به اين حقيقت است كه مى گويد : اگر عاقبت بين حقيقى شدى يعنى اگر با نور الهى دريافتى كه مسير حيات تو رو به كدامين مقصد بايد باشد ، ترس و هراس از شكست ظاهرى و مرگ از وجود تو رخت بر مى بندد و در شجاعت نمونه اى از عاقبت بينى شير خدا در تو ظاهر مى شود اين مطلب نظير آن است كه مولوى مى گويد :
< شعر > جملهء بى قراريت از طلب قرار تست طالب بىقرار شو تا كه قرار آيدت < / شعر > مولوى در اينجا به يك مطلب بسيار با اهميت اشاره مى كند و مى گويد : گيرم كه ذو الفقارى آهنين به دست آوردى ، كو بازوى شير خدا در تو كه بتوانى از آن ذو الفقار برخوردار شوى همان گونه كه لب و دندان و دم حضرت عيسى عليه السلام بود كه مرده را زنده مى كرد و بيمارى مردنى را شفا مى داد و گل پاره را به شكل پرنده در مى آورد و از خدا براى آن جان مى طلبيد و آن گل پاره يى پريد ، نه هر لفظ و جمله اى . و آن كشتى كه از طوفان عالمگير نجات پيدا كرد نه بدان جهت كه متشكل از اجزاء معمولى كشتى بود ، بلكه براى آنكه ملاح آن كشتى حضرت نوح عليه السلام بود . تو هر چه بتوانى تبر پيدا كن و آن را در دست بگير و بتهاى جامد را بشكن ، كو آن آتش الهى در درون تو كه بت نفست را با آن بشكنى چوب و عصا در جنگلها خيلى فراوان يافت مى شود ، كهنسالان بسيار فراوانند كه عصا بدست مى روند ولى كو دست موسى عليه السلام كه آن را به صورت اژدها در آورد و بساط طاغوت زمان ، فرعون جبار كامكار را از روى زمين برچيند با اهميتترين مطلبى كه بايد در اين مبحث مورد دقت قرار بگيرد ، اين است كه منظور از شير خدا ناميده شدن امير المؤمنين عليه السلام نه براى شجاعت جسمانى آن حضرت است ، بلكه مقصود عظمت و صلابت و مقاومت بسيار شديد امير المؤمنين عليه السلام در برابر عوامل انحراف از جادهء حق و حقيقت است . در يكى از جملات