ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٠ - مختصات صيانت تكاملى ذات
و مى فهمند كه اگر به سازندگى صحيح خويشتن نپردازند روزى سرعت گذشت زمان را خواهند فهميد كه آب از سر و كار از كار احساس سرعت زمان گذشته است گذشت در اين موقع با احساس خسارت رو برو خواهد بود - < شعر > بد نامى حيات دو روزى نبود بيش آن هم كليم با تو بگويم چسان گذشت يك روز صرف بستن دل شد باين و آن روز دگر به كندن دل زين و آن گذشت < / شعر > ٤ - احساس سرعت گذشت زمان بجاى اين كه آنان را به افسردگى و نوميدى يا سرخوشى و دم غنيمت شمردن وادار كند ، به مسابقه و تكامل براى اعمال صالحه تحريك نمود و در مسير گرديدن تكاملى قرار داد .
٥ - آنان به سبب آن نعمت بزرگ الهى يعنى خوف و خشيت از خداوند ، حقيقت آرزوهاى بى اساس را كه خود را به شكل واقعيات براى انسانها نمايش مى دهند ، دريافتند و آنها را از درون خود راندند و پايان حيات را درك و براى ايصال حيات به هدف خود برخاستند .
٣٤ ، ٤٢ - ثمّ إنّ الدّنيا دار فناء و عناء ، و غير و عبر ، فمن الفناء إنّ الدّهر موتر قوسه ، لا تخطىء سهامه ، و لا تؤسى جراحه ، يرمى الحىّ بالموت ، و الصّحيح بالسّقم ، و النّاجى بالعطب ، آكل لا يشبع ، و شارب لا ينقع . ( سپس اى بندگان خدا ، اين دنيا خانهء فنا و زحمت است ، و جايگاه دگرگونىها و عبرت گيريها ، و از جريان دنيا در مسير فنا كردن است كه تير در كمان كرده است و تيرهايش به خطا نمى رود و جراحتهايش مرهم نمى پذيرد . زنده را با تير مرگ مى زند و تندرست را با بيمارى و نجات يافته [ از سختى را ] با هلاكت و مشقت شديد . ) طرح دنيا و مختصات آن در سخنان امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه در مواردى متعدد آمده است . توصيف آن حضرت در بارهء دنيا و مختصات آن بقدرى دقيق و فراگير است كه گوئى عمر مبارك آن حضرت از آغاز تاريخ دنيا تا آخر آن