ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥١ - مختصات صيانت تكاملى ذات
امتداد داشته و در همهء امواج و فراز و نشيب و سرد و گرم دنيا با كمال دقت شركت فرموده از كوچكترين حادثهء آن تا بزرگترين رويدادهايش تحت مشاهده و تجربهء آن جهان شناس حقيقى قرار گرفته است . و اين مطلبى است كه آن حضرت در وصيتى كه به فرزند گرامى خود امام حسن بن على عليه السلام فرموده ، تذكر داده است : أى بنىّ ، إنّى و إن لم أكن عمّرت عمر من كان قبلى ، فقد نظرت فى أعمالهم ، و فكَّرت فى أخبارهم ، و سرت فى آثارهم ، حتّى ، عدت كأحدهم ، بل كأنّى بما انتهى إلىّ من أمورهم قد عمّرت مع أوّلهم إلى آخرهم ، فعرفت صفو ذلك من كدره ، و نفعه من ضرره ، فاستخلصت لك من كلّ أمر نخيله ، و توخّيت لك جميله ، و صرفت عنك مجهوله .
[ شمارهء ٣١ از نامهها وصيت آن حضرت به فرزندش امام حسن مجتبى عليهما السلام ص ٣٩٣ و ٣٩٤ ] ( اى فرزندم . اگر چه من بامتداد عمر گذشتگان عمر نكردهام ، ولى در اعمال آنان نگريسته و در اخبارشان انديشيده و در آثارى كه از آنان بجاى مانده به سير و تفكر پرداختهام بطورى كه يكى از انسانهايى گشتهام كه در هر زمانى زندگى كردهاند ، بلكه بدانجهت كه از همهء امور آنان اطلاع پيدا كردهام گوئى از اولين انسانها كه در اين روى زمين زندگى كردهاند ، هم كاروان بودهام تا آخرين آنان ، در نتيجه امور صاف زندگى آن انسانها را از امور تيره و سودمندش را از ضرربارش باز شناخته و تميز داده و از هر امرى براى تو برگزيده و زيباى آن را انتخاب نمودم و آنچه كه ابهام انگيز بود از تو دور ساختم ) اينك مى پردازيم به برخى از مختصات اين زندگى دنيوى كه امير المؤمنين عليه السلام در اين خطبه آوردهاند .
١ - دنيا رو به زوال و فناء است . ممكن است اين توهم پيش بيايد كه مگر كسى در فناء و زوال دنيا ترديد دارد كه امير المؤمنين عليه السلام اين همه بآن اصرار مى ورزند پاسخ اين توهم روشن است . آرى ، انسان بجهت تخدير پذيرى از عوامل لذت در اين دنيا ، مخصوصا تخدير پذيرى از نفس حيوانى و خود بزرگ بينى ، اصلا