ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦ - اى مردم ، شما بر مبناى دين خداوندى برادران يكديگريد آنچه كه شما را از يكديگر جدا كرده است پليدى درونها و بد نيتىهاست كه در بارهء همديگر داريد
جاى بسى شگفتى است شاديهاى شما باندكى از دنيا كه مى يابيد و بى خيالى شما از آخرت بزرگى كه از دست مى دهيد
جاى بسى شگفتى است شاديهاى شما باندكى از دنيا كه مى يابيد و بى خيالى شما از آخرت بزرگى كه از دست مى دهيد چه بىارزش است شاديها و اندوههاى شما در اين زندگانى كه گويى كودكانيد با بارى از ساليان متمادى ، بر دوشتان . آيا هيچ مى دانيد كه در هر لحظه اى از شاديها ، نقدينه اى از عمر گرانبها در اين بازار پر هياهو از دست مى رود < شعر > مى دهند افيون به مرد زخم مند تا كه پيكان از تنش بيرون كنند پس بهر ميلى كه دل خواهى سپرد از تو چيزى در نهان خواهند برد < / شعر > و آنگهى ، در آن موقع كه دنياى بدست آمده را ارزيابى دقيق مى نماييد ، و مى بينيد كه آن دنيا بسيار ناچيزتر از آن شادى بوده است كه در درون شما بوجود آمده است ، بآن تموج و شورش درون خود بنام شادى تأسف مى خوريد كه آيا همين و اگر هرگز به ارزيابى دنياى بدست آمده موفق نشويد ، معلوم خواهد شد كه وضع مغزى و روانى شما اندوه بارتر از آن بوده است كه بتوان توصيف نمود ، و اگر باين ناتوانى مغزى و روانى اين جريان را هم اضافه كنيد كه مقاماتى مهم از آخرت را از دست مى دهيد ولى ناراحتى احساس نمى كنيد [ كه ناشى از شكست قطعى در ارزيابى آخرت مى باشد . ] يقين بدانيد كه بدن و لباس زيبايى كه پوشيدهايد ، تابوتى است آراسته و متحرك كه عامل حركت آن ، احساس و اراده و نيروى كورانه زندگى شماست نه مركبى براى يك روح زنده .
و ما يمنع أحدكم أن يستقبل أخاه بما يخاف من عيبه إلَّا مخالفة أن يستقبله بمثله ( و هيچ يك از شما را از رويارويى با برادرش براى اظهار عيب او جلوگيرى نمى كند مگر ترس از آنكه او هم با اظهار عيبى مانند عيب او رو در رو شود . ) پوشيدن عيب ديگران براى پوشانيدن عيب خويشتن
پوشيدن عيب ديگران براى پوشانيدن عيب خويشتن اين همان سوداگرى است كه بر مبناى خودخواهى ، افراد انسانى را براى