ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤ - اى مردم ، شما بر مبناى دين خداوندى برادران يكديگريد آنچه كه شما را از يكديگر جدا كرده است پليدى درونها و بد نيتىهاست كه در بارهء همديگر داريد
به زنجير بردگى ، در آن صورت كه پايمال كردن و از بين بردن مستقيم حيات انسانها ، خللى به اعتبارشان وارد بسازد و يا مخالف معاملههاى نابكارانه با رقيبهاى خودشان باشد ، موجودات پستى را پيدا مى كنند و با دست آنان با پليدترين وضعى مشغول كشتار ناتوانان و آزاديخواهان مى گردند . و اين جريان بقدرى شايع است كه اگر كسى منكر آن باشد ، معلوم مى شود كه يا همهء لحظات عمرش را در خواب و مستى گذرانيده است و يا خود به بيمارى انسان خوارى همان قدرتمندان خود كامه مبتلا است . آيا فساد اخلاقى بسيار شرمآور ، آيا بىاعتنايى شديد قدرتمندان در بارهء قوانين و مقررات ، آيا افزايش استمرارى وضع قوانين پيچيده براى كشف فريبكاريها و لجاجتها و مهارتهايى كه در طريق كشف واقعيات مخفى شده بدست بشر اخلاق سوخته و آيا ادامهء جنگ و كشتارهاى مستقيم و غير مستقيم كه شامل انواع فراوانى از آنها كه هر لحظه هزاران نفر را از حيات خود محروم مى سازد ، روشنترين دليل آن نيست كه قوانين حقوقى تا كنون كارى در پيشرفت تكاملى بشر انجام نداده است بلكه بايد گفت : همين قوانين حقوقى از آن جهت كه بعنوان عاليترين نظم دهندهء حيات دسته جمعى بشر قلمداد مى گردد ، در واقع تنها كارى كه انجام مى دهد بستن دست و پاى ضعيفان و بينوايان و تسليم كردن آنان به قدرتمندان ميباشد ، لذا اميد انسانها را به شناخت و كار بستن قوانينى ديگر بنام اخلاق سازنده بر باد فنا مى دهد ، ممكن است گفته شود : امير المؤمنين عليه السلام در جملات مورد تفسير مى فرمايد : شما كه بر مبناى دين خداوندى ، برادران يكديگر هستيد ، هيچ مى دانيد كه به كدامين علت ، از يكديگر جدا و پراكنده شدهايد ، و چرا توانايى وصول و برخوردارى از علايق برادرى و تعاون و هماهنگى و اتحاد در مسير حيات معقول محروم شدهايد اين محروميت بدون ترديد ناشى از نداشتن قانون شايسته براى حيات معقول در دو بعد ماده و معنى نيست ، زيرا قرآن و سنت پيامبر و راهنمايى ائمه عليهم السلام كه متكفل بيان سعادت مادى و معنوى است در دسترس شماست .
بلكه ناشى از پليدى درونها و بدنيتىهاى شماست كه پيوستگىها را مبدل به گسيختگىها و محبتها را مبدل به كينه و خصومتها مى نمايد . بنا بر اين ، اعتراضى به خود قوانين و مقررات بشرى كه اعتبارياتى بيش نيست وارد نيست . بلكه اعتراض به متصديان امور سياسى و مديران