ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧ - اى مردم ، شما بر مبناى دين خداوندى برادران يكديگريد آنچه كه شما را از يكديگر جدا كرده است پليدى درونها و بد نيتىهاست كه در بارهء همديگر داريد
ابد از يكديگر جدا نموده و رو در روى هم قرار خواهد داد . احترام مى كنيم تا احترام شويم ، محبت مى كنيم تا بما محبت كنند ، ضررى را دفع مى كنيم تا ضررى از ما دفع شود . مى بخشيم تا بخشيده شويم . عيبى را مى پوشانيم تا عيب ما پوشيده شود غافل از اين كه ما اگر احترام ديگران را فقط بدان جهت ادا كنيم كه انسان موجوديست كه به مفاد آيهء شريفهء : ( وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ ) . . . [١] ( بتحقيق ما فرزندان آدم ( ع ) را اكرام كرديم و . . . ) شايستهء احترام و تكريم است ، دو نتيجهء بسيار مهم خواهد داشت .
نتيجهء يكم - حصول يك رضايت بسيار پر معنا در درون كه نظير آن را فقط در حالات جبران يك نقص مخل حيات مى توان مشاهده نمود ، گويى : در آن موقع كه به يك انسان از ته دل احترام مى كنيم [ نه به انگيزهء گرفتن پاداش كه بر گرداندن احترام به خود ما ، يا امورى ديگر كه براى ، نفعى داشته باشد ] نقصى مخل حيات را از خويشتن بر طرف مى سازيم ، يا كمالى را كه شخصيت ما در انتظار آن بوده است بدست مى آوريم .
نتيجهء دوم - عكس العملى است كه احترام به ديگر انسانها در ما بوجود خواهد آورد . اين نتيجه محصولى از جريان مستمر قانون عمل و عكس العمل است كه مى تواند انسان آگاه را به آن چه كه در حلقههاى زنجيره اى حوادث هستى مى گذرد ، هشيار بسازد .
كسى كه به دو نتيجهء مزبور توجه داشته باشد ، پاى بر روى سوداگريها مى گذارد و مى گذرد .
٤٣ ، ٤٦ - قد تصافيتم على رفض الآجل و حبّ العاجل و صار دين أحدكم لعقة على
[١] الاسراء آيه ٧٠ .