ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٧ - همان گونه كه مقامات عاليهء بهشت براى مغزهاى معمولى بشر قابل درك نيست ، همچنان درك انواع عذابها و سختىهاى دوزخ نيز براى آنها امكان پذير نمى باشد
است . بهمين جهت است كه لذت بودن لذائذ دنيا از ديدگاه اشخاصى بزرگ از صاحبنظران مورد ترديد قرار گرفته و گفته شده است كه : اگر چه لذائذ اين دنيا تا حدودى موجب احساس خوشى و انبساط است ، ولى با يك توجه دقيق معلوم مى شود كه اين لذائذ فقط دفع آلام است .
بهر حال ، خواه اين نظريه را بپذيريم يا آنرا مردود بشماريم ، نواقص و عيوب و محدوديتهاى عوامل لذائذ اين دنيا بقدرى آنها را زود گذر و سطحى نموده است كه بقول انسان شناسان بزرگ : يك لحظه درد عميق مى تواند لذائذ ساليان طولانى را از بين ببرد . ابو العلاء معرى مى گويد :
< شعر > إنّ حزنا فى ساعة الموت أضعاف سرور فى ساعة الميلاد < / شعر > ( يك اندوه در هنگام مرگ چند برابر آن شادى است كه در موقع بدنيا آمدن انسانها بوجود مى آيد ) يك مطلب ديگر در اين مبحث وجود دارد كه مى تواند در حل مسئلهء نعمتها و مقامات بهشتى و نكبتها و عذابهاى دوزخى مفيد باشد و آن اينست كه استعداد نفس آدمى بقدرى نا محدود است كه اگر شرايط و مقتضيات اجازه بدهد ، مى تواند به دريافت علوم و معارف بيكران توفيق پيدا كند و همچنين مى تواند با اجازهء مقتضيات و شرايط ، خواسته هايى بيكران داشته و آنها را اشباع كند ، با اين كه نفس آدمى در اين دنياى مادى زندگى مى كند و عللى كه در اين دنيا استعداد او را محدود مى سازد ، فراوان است و خود او هم مى داند ، با اين حال هر موضوعى را كه براى نفس خود ايده آل و هدف مطلوب تلقى كند ، آنرا تا بىنهايت تعقيب ميكند و آنرا بىنهايت تلقى مى كند . با اين وصف ، بديهى است كه اگر نفس آدمى از علل و عوامل محدود كنندهء استعدادهاى او رها گردد ، خاصيت بىنهايت بينى و بىنهايت گرايى و بىنهايت يابى و ظرفيت برخوردارى از لذائذ بىنهايت و آلام بىنهايت به فعليت مى رسد . اين بىنهايت فقط از جنبهء كميت نيست ، بلكه از جنبهء كيفيت نيز ميباشد ، بنا بر اين همان گونه كه نفس آدمى استعداد نيل به لذايذى فوق لذايذ دنيوى و انبساط و ابتهاجى فوق انبساط و ابتهاج دنيوى دارد ، همچنان استعداد كشيدن عذابهاى بسيار سخت متنوع را نيز دارا ميباشد .