ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٧ - مختصات صيانت تكاملى ذات
ارزش آن ، زندگى را بسر مى برند . ادارهء شئون زندگى طبيعى آنهم در قالبى كه فرهنگ تقليدى و عوامل جبرى محيط و اجتماع و سيطرهء خشن و انعطاف ناپذير سياستهاى ماكياولى ، مجالى نمى دهد كه يك انسان معمولى بتواند به تحصيل اطلاع از نفس و استعدادها و سرمايهها و طرق به فعليت رسانندهء آنها بپردازد . حتى مى توان گفت : اجزاء تشكيل دهندهء قالب پيش ساخته ، گاهى بقدرى درخشندگى يا قدرت جبرى دارد كه اصلا انسان ، اطلاعى از اين ندارد كه داراى « من » ، « خود » ، « شخصيت » ، « نفس » ، « روح » حتى تعقل و انديشه و احساسات برين نيز ميباشد . وقتى كه اكثريت قريب به اتفاق اين نوع بزرگ از جانداران كه انسان ناميده شده و فرياد ترقى و تعالى و تكاملش باصطلاح معمولى گوش فلك را كر كرده است باين اندازه از ذات خويشتن در غفلت بسر ببرد ، آيا تكليف ضرورى الهى انسانها اين نيست كه بهر شكلى و وسيله اى كه ممكن باشد ، اين غفلت زدگان را بخود باز گردانند ، باشد كه لحظاتى هم براى تحصيل آشنائى با خويشتن بنشينند . البته طبيعى است كه قدرت پرستان خود كامهء جوامع بهر وسيله اى كه در اختيار داشته باشند ، نگذارند حتى يك انسان ولو براى يك دقيقه با خويشتن خلوت كند ، زيرا اولين ثمرهء اين خلوت كردن و آشنائى با نفس خويشتن او را با اشخاص و مقامات قدرت و سياستهاى ماكياولى كه او را از نفس خويشتن گريزانده و از خود بيگانه اش كردهاند ، آشنا خواهد ساخت ، يعنى انسان خواهد فهميد كه چه كسانى و كدامين مقامات و جريانات است كه او را از خويشتن جدا كرده و بيگانه ساخته است .
و بهر حال ، علت اصرار و تأكيد امير المؤمنين عليه السلام و همهء انبياى عظام الهى بر تحصيل تقوى ، معلول همين ضرورت شناخت انسان در بارهء خويشتن و رساندن آن به هدف اعلاى زندگى ميباشد .
اما برخى از مختصات تقوى كه در جملات مورد تفسير آمده است ، عبارت است از : ١ - منع مردمان وارسته الهى از ارتكاب محرمات . يعنى يكى از مختصات تقوى اينست كه مردمان وارستهء الهى را از ارتكاب محرمات جلوگيرى مى كند زيرا بر خلاف بعضى از متفكر نماها كه از تكليف مى گريزند و براى توجيه حالت روانى خود فلسفه مى بافند هر چيزى كه در شريعت اسلامى حرام گشته است ، قطعا يا موجب