ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - تلاش انسان براى منفعت
و گاهى ديگر از جنبهء وسيله بودن اشياء براى وصول به خواستههاى است ، مانند پولهائى كه ارزش آنها كاملًا اعتبارى ( قرار دادى ) است و مربوط به ماهيّت آنها نيست و مانند كار و تلاش براى آماده كردن زمينهء وصول به منافع يعنى آن سودها مستقيماً در ماهيّت خود اشياء مى باشند چنانكه در بالا متذكَّر شديم .
مفهوم دوم - نفع تبادلى كه ناشى از داد و ستد مى باشد ، نفع به اين معنى عبارتست از سودى كه بيش از آنست كه واگذار كرده و از دست داده است بنا بر اين ، اگر يك صندلى را كه مثلا صد تومان خريده است ، بهمان صد تومان بفروشد ، سودى نبرده است ، يا در برابر آن صندلى مقدارى چوب بگيرد كه قيمتش معادل صد تومان مى باشد ، در اين دو صورت اگر چه صد تومان پول بعنوان وسيله و مقدارى چوب بقيمت صد تومان منفعت بمفهوم اوّل يعنى مفيد بحال انسان است ، ولى منفعت به مفهوم دوم نيست ، زيرا در مقابل آنچه كه دريافته داشته است ، كالائى داده است كه از نظر ارزش مساوى همان دريافت - شدهء او مى باشد . از همين جاست اگر فرض كنيم ارزش كار يك بافنده در هشت ساعت مثلا صد و پنجاه تومان است ، اگر چه صد و پنجاه تومان بمفهوم اوّل منفعت محسوب شود ، زيرا مبلغ مزبور بجهت تبديل آن به كار و كالا داراى فايدهء وسيله ايست ، ولى بدانجهت كه در برابر آن مبلغ هشت ساعت انرژى كار مصرف نموده و فرض اينست كه دستمزد مزبور از نظر ارزش درست معادل همان هشت ساعت كار است ، لذا نفع و منفعت بمفهوم دوم بان مبلغ دستمزد گفته نمى شود .
تلاش انسان براى منفعت طلب و جويندگى هر دو معناى نفع و منفعت را مى توان به انسان نسبت داد و اين مسئله اى نيست كه جاى ترديد باشد ، لذا از بحث و تفصيل در بارهء