ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٦ - چون همهء نعمتها از اوست ، پس ستايش و سپاس جز او را سزاوار نيست
با توجّه به اختيار و اين كه جبر از ديدگاه منابع اسلامى مردود است ، قابل قبولتر است ، با در نظر داشتن اين نكته كه انسانهائى كه بجهت نيكوكارىها مستحقّ حمد و سپاس مى گردند ، بايد بدانند كه : لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله ( حركت و قوّه اى وجود ندارد مگر با ارتباط با فيض الهى . ) بنا بر اين سهم آنان در نيكوكارى ، سهم كسى است كه همهء نيروها و وسايل و ميدان كار از ديگرى بوده و وى تنها در توجيه آنها در راه خير دخالت ورزيده است .
سيّد الموحّدين أمير المؤمنين عليه السّلام در اين جملات مى فرمايد : « با پروردگارا ، زبانم را از مدّاحى آدميان و ثناخوانى مخلوقاتت برگرداندى . » در حقيقت مولاى متّقيان با اين جمله به يكى از بزرگترين نعمتهاى خداوندى متذكَّر مى شود و آن عبارتست از امتناع از مدّاحى و ثناخوانى و تملَّق به همنوعان .
اين روايت از پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نقل شده است كه : احثوا في وجوه المدّاحين التّراب به صورت مدّاحان [ متملَّق ] خاك بپاشيد .
البتّه ذكر خوبىها و امتيازات اختيارى انسانها كه در مسير هدفهاى انسانى - الهى مورد بهره بردارى قرار گرفتهاند ، غير از چاپلوسى و تملَّق و مدّاحى بىاساس است كه به تباهى ممدوح مى انجامد و به شرك مدّاح :
< شعر > هر كه را مردم سجودى مى كنند زهرها در جان او مى آكنند < / شعر > مولوى تشويق انسانها براى قراردادن آنان در ميدان تكاپو و سبقت بر خيرات ،