ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨ - ٥ - اندازه گيرى اشياء دقيق ، و تديير متجلَّى در آنها لطيف ، و همه آنها تسليم مشيّت خداوندى در حركت بسوى غاياتى هستند كه براى آنها مقرّر گشته است
كفايت نكرد . دستور به حركت مطابق ارادهء خداوندى را دشوار تلقّى ننمود [ مخلوقات چگونه مى توانند از دستورات خداوندى سرپيچى نمايند ] در صورتى كه همهء امور فقط از مشيّت خداوندى صادر گشتهاند . ) ٥ - اندازه گيرى اشياء دقيق ، و تديير متجلَّى در آنها لطيف ، و همه آنها تسليم مشيّت خداوندى در حركت بسوى غاياتى هستند كه براى آنها مقرّر گشته است .
تشخيص اين حقيقت كه اندازه گيرى اشياء در نهايت دقّت و تدبير متجلَّى در آنها در غايت لطافت است ، با پيشرفت علوم گوناگون در دو قلمرو انسان و جهان همواره رو به گسترش و افزايش بوده است . آنچه كه ديروز از ديدگاه محاسبات قانون مبهم و غير قابل تفسير رياضى و ديگر روشهاى قانونى تلقّى مى گشت ، با پيشرفت و افزايش تدريجى علوم ، امروزه كاملا واضح و قابل تفسير رياضى و هرگونه روشهاى قانونى ديگر گشته است .
هم ديروز و هم امروز اين مطلب بعنوان يك اصل بنيادين از همهء مقامات علمى دنيا پذيرفته شده است كه « جهان ، با شناسائى جهان فرق دارد » و با توجّه به همين اصل بنيادين و تجارب و مشاهدات فراوان ديگريست كه مى توانيم اصل بنيادين ديگرى را هم عرضه كنيم كه « جهان ، با آنچه كه ما مى خواهيم جزئى از جهان يا كلّ آن بوده باشد ، فرق دارد » اين هر دو اصل از همين مطلب ناشى مى شود كه امير المؤمنين عليه السّلام مى فرمايد كه « خداوند سبحان بر مخلوقاتش اندازه مقرّر ساخته و آنها را تجلَّىگاه تدبير لطيف خود قرار داده است » اعمّ از اين كه دانش و بينش ما به اندازه و تدبير او احاطه پيدا كند يا نه و اعمّ از اين كه ما آن اندازه و تدبير را بخواهيم يا نه . و با توجّه به فرمودهء امير المؤمنين و دو اصل فوق است كه انسان نه عدل و دادگرى الهى را قابل تأمّل و محتاج به استدلال مى داند و نه مجهولات خود را بحساب بىنظمى و بىقانونى عالم مخلوقات مى آورد .