ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٤ - بروز اعتلا و سقوط جوامع و تمدّنها و فرهنگها از ديدگاه اسلام
بادها و تنگناى معاش منتقل نمودند . پس آن سلاطين و امپراطوران فرزندان اسماعيل و اسحاق و اسرائيل عليهم السّلام را در حالى كه فقرا و بينوايان و دمساز شتران مجروح و داراى كرك بودند ، رهايشان كردند - در حالى كه آنان پستترين امّتها از جهات جايگاه زندگى بودند و بىحاصلترين آنان از جهت قرارگاه . پناهگاهى براى دعوتى نداشتند كه به آن چنگ بزنند و راهى بسوى سايهء الفتى نبود كه به عزّت آن اعتماد نمايند . در نتيجه احوال و روزگار آنان مضطرب و قدرتهايشان مختلف و كثرتشان پراكنده در بلائى شديد و جهالت فراگير - دخترانى كه زنده بگور مى شدند و بتهائى كه معبود قرار مى گرفتند و خويشاوندانى كه از يكديگر مى بريدند و يغماگرىهائى كه بر سر هم مى آوردند . پس بنگريد به موقعيّتهائى كه از نعمتهاى خداوندى نصيبشان گشت ، در آن هنگام كه پيامبرى براى آنان فرستاد با دينى كه آورده بود اطاعت آنان را منعقد ساخت و الفت و تشكَّل آنان را با دعوتى كه فرمود ، صورت داد : [ با اين دعوت الهى و اجابتى كه آنان كردند ] چگونه نعمت بال كرامتش را بر آنان بگسترانيد و نهرهاى وسائل آزمايش خود را براى آنان جارى ساخت ، و ( دين ) آنان را در منافع بركتش بهم پيچيد ( جمع نمود و متشكَّل ساخت ) آنان در نعمت ملَّت غرق شدند و در طراوت عيش آن مسرور و شادان . در اين هنگام كارهاى آنان در سايهء يك سلطهء پيروز براه افتاد و حالتى كه بانان روى آورده بود ، آنان را به پناهگاه عزّتى پيروز پناهنده ساخت . امور دنيا در درجات عالى مالكيّت پا بر جا روى محبّت بانان كرد . در نتيجه حاكمان همهء عالميان گشتند و صاحبان سيطره در اقاليم زمين . در اين هنگام آنان در بارهء امور زندگى به كسانى مسلَّط شدند كه آنان در آن امور مالكشان بودهاند . و احكام خود را در بارهء كسانى اجراء كردند كه آنان در گذشته در بارهء آن بينوايان اجراء مى كردند ، ديگر نه قبضهء نيزه اى براى آنان فشرده مى شد و نه براى آنان سنگى كوبيده مى گشت . ) عوامل بروز و اعتلاء و سقوط جوامع و فرهنگها و تمدّنها از ديدگاه نهج البلاغه
عوامل بروز و اعتلاء و سقوط جوامع و فرهنگها و تمدّنها از ديدگاه نهج البلاغه مقدّمه اى در توصيف فرهنگ و تمدّن از ديدگاه اسلام و مكتبهاى معمولى
مقدّمه اى در توصيف فرهنگ و تمدّن از ديدگاه اسلام و مكتبهاى معمولى در مباحث گذشته اشاره كرديم كه بروز و اعتلاء و سقوط جوامع ، يك