ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٥ - دليل دوم - براى اثبات اين حقيقت كه بشر براى پيشرفت و تكامل ارزشى خود بطور مستمرّ قانونى حركتى انجام نداده است
اشتغال دارد و چيزهائى كه تصوّر مى كند خلق كرده است و در گذشته هرگز وجود نداشته است و بروشنى چنين دوره اى از بحرانهاى انقلابى كه بشر با هيجان و اضطراب مطرح مى كند ، روح گذشتگان است كه در خدمت آنان در آمده است و انسان انقلابى [ آن چيزها را ] از نسلهاى گذشته عاريه گرفته مى جنگد ، فرياد مى كشد ، تظاهر مى كند بدين منظور كه ارائه كند ، صحنهء جديدى از تاريخ جهان را در اين زمان باز كرده است ، بان افتخار مى كند ( احساس غرور مى كند ) در حالى كه جامه اى بدل پوشيده و با زبان عاريتى سخن مى گويد » [١] مسائلى را كه در پيرامون مطالب فوق مى توانيم مطرح كنيم ، بدينقرار است : يك - جملهء اوّل كه مى گويد : « بشر تاريخ خود را مى سازد » با مطالب بعدى كه بشر را يك جاندار صد در صد متأثّر از گذشتگان قرار مى دهد ، تناقض صريح دارد و نويسنده مى بايست بجاى جملهء مزبور اين جمله را « بشر در گذرگاه جبرى تاريخ جبراً ساخته مى شود » بگويد .
دو - مى گويد : « نه آن طور كه مايل است و نه تحت شرائط و اوضاع و احوالى كه خود انتخاب كرده است بلكه تحت شرائط و اوضاع و احوالى كه مستقيما بر او وارد شده [ با او مواجه شده ] و به او داده شده و از گذشته به او منتقل گشته است » اگر اين جمله را مورد دقّت قرار بدهيد ، انتقادهاى زير را در آن خواهيد ديد ١ - آن گذشتگان كه شرائط و اوضاع و احوال را به دورهء آينده منتقل نمودهاند ، آنها را از كجا گرفته بودند آيا دموكراسى را از شامپانزهها و رياضيّات عاليه را از گوريلها و علوم مربوط به ذرّات بنيادين طبيعت را از هايدلبرگ و آن همه هنرهاى بسيار ظريف داوينچى را از عنكبوت و سمفونىهاى بتهون را از الاغهاى قبرس گرفتهاند ٢ - قدرت و استعداد اكتشاف و فرهنگسازى و تمدّن پردازى بشر چه شده است آيا اين كه دانشمندان مسلمين
[١] در بارهء جامعه و تغييرات اجتماعى تأليف نيل اسمسلر ص ١٦٥ از متن انگليسى .