ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤ - ١ - نهايت قدرت او قابل درك و شناسائى نيست
خداوندى رهنمون گردند ، خداوند [ همهء آن أوهام و انديشهها و عقول و دلها ] را مردود مى نمايد ، در حالى كه در مهلكههاى تاريكىهاى غيوب براى رهائى و راهيابى به مقام ربوبى حركت مى كنند ، دست ردّ بر پيشانى خورده بر مى گردند ، در حالى كه اعتراف به عدم امكان وصول به باطن معرفت خداوندى با انحراف از طريق مى نمايند [ حتّى ] يك خاطرهء ( تصوّرى ) از اندازه گيرى جلال خداوندى به درون انديشمندان خطور نمى كند ) .
مضامين عاليهء بقيّهء خطبة مباركه بقرار زير است :
١ - نهايت قدرت او قابل درك و شناسائى نيست ما انسانهاى پر ادّعا را اگر بحال خود بگذارند و اگر خجالت نكشيم ، بىميل نيستيم كه بدون كمترين تأمّل و واهمه اين ادّعا را هم راه بيندازيم كه ما همه چيز را مى دانيم چنين ادّعاى خنده آور از موجودى كه ادّعا مى كند من به مسير تكامل قدم گذاشته و مراحلى از كمال را پيمودهام ، نهايت اين كه اصلا معناى كمال را نمى دانم به هيچ وجه بعيد نيست . مادامى كه ما انسانها ندانيم كه حتّى ناچيزترين پديده طبيعت ، مانند افتادن يك برگ خزان ديده از درخت بر روى زمين ، اثرى از جريان بسيار مهمّ يك قدرت بينهايت است ، اصلا نخواهيم فهميد كه قدرت خداوندى و نهايت آن چيست بگذاريد يك توضيح مختصر در بارهء همين پديدهء سقوط يك برگ خزان ديده از شاخهء درختى بر روى زمين داشته باشيم . در آن هنگام كه مشغول تماشاى درخت و شاخ و برگ آن هستيم ناگهان برگ زرد شده اى را مى بينيم كه از شاخه اى از درخت جدا شده بر روى زمين افتاد . تفسير معناى اين پديده بسيار واضح مى نمايد ، زيرا فورا مى گوئيم : آن نيروئى كه در دو فصل بهار و تابستان موجب اتّصال برگها به شاخههاى درختان بود ، تدريجا با سردى هوا رو به كاهش رفته و در نقطه اى از آن شاخه كه هم اكنون برگى از آن سقوط كرده بكلَّى زائل گشته