ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥١ - ٤ - آرمانهاى بزرگ
معتاد به هروئين و كسى كه روى زخم بدنش را مى خارد و لذّتى از آن خارش احساس مى كند و بديهى است كه تحريكات آن نشاط و شادى و لذّت تا نابودى خود زندگى ادامه پيدا مى كند .
٤ - آرمانهاى بزرگ - يكى از عناصر فوق العاده عالى تمدّن انسانى ، عظمت آرمانهائى است كه درون مردم جامعهء متمدّن را براى عمل عينى بخود مشغول بدارد . مانند آرمان افزايش دائمى معرفت ، برخوردارى همهء مردم از حقوق ضرورى حيات ، رخت بر بستن دروغ و مكرپردازى از زندگى بشرى ، تطابق رفتارها با انگيزههاى واقعى خود ، جريان سياستها بر مبناى هدفگيريهاى والا در قرار دادن انسانها در مسير تكامل ، و امثال اين آرمانها كه متأسّفانه مغز و روان مردم امروزى جوامع بجهت از دست دادن احساس ارزشها و كمالات ، از نداشتن آنها احساس هيچگونه رنج و نكبت نمى كند اين همان نكبت و رنج مغفول است كه ابن سينا در اشارات تذكَّر داده است : الان إذا كنت في البدن و في شواغله و علائقه و لم تشتق إلى كمالك الممكن أولم تتألَّم بحصول ضدّه فاعلم أنّ ذلك منك لا منه ( اكنون كه در مجاورت بدن و در اشتغالات و علائق مادّى آن فرو رفته و اشتياقى به وصول بان كمال كه براى تو ممكن است ، در خود احساس نمى كنى و يا از حصول ضدّ كمال ( پستى و رذالت و حقارت ) در خويشتن احساس درد و رنج نمى نمائى ، بدان كه اين نكبت مستند به خود تست نه بان كمال و عظمتها كه براى تو امكانپذير است . ) چه نام فريبنده و اصطلاح گولزن است تمدّن ، در آن هنگام كه انسانهايش عشق را كه داراى اين قدرت است - < شعر > عاشق شو ار نه روزى كار جهان سر آيد ناخوانده درس مقصود از كارگاه هستى < / شعر > مبدّل به درشكههاى كرايه اى ( به اصطلاح بالزاك ) نمايند