ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣١ - آيا تاريخ در مسير تكاملى حركت مى كند
تكاملى با در نظر داشتن اين كه هنوز انسان نتوانسته است لذائذ خود را بدون اين كه به آلام ديگران تمام شود تنظيم نمايد و با در نظر داشتن اين كه حتّى يك قدم در راه تعديل خودخواهىهايش برنداشته است و با در نظر گرفتن اين كه براى حفظ ارزشهاى والاى انسانى نتوانسته است قانون « هدف وسيله را توجيه مى كند » را بطورى معنى كند كه انسانيّت را قربانى هوى و هوس قدرتپرستان ننمايد . و با در نظر داشتن اين كه هنوز نتوانسته است بان مرحله برسد كه از آلام ديگر آن رنج ببيند ، نيز ادعاى پوچى است ، لذا ادّعاى تكامل براى كسى خوشايند است كه بتواند با بكار بردن اين اصطلاح ، قدرتى و امتيازى براى خود اثبات نمايد . خداوندا ، اين موجود چگونه ادّعاى حركت در مسير تكامل مى نمايد با اين كه در هر فرد و جامعه اى كه احساس ضعف مى نمايد ، تاخت و تاز بر سر او را شروع مى كند . بىدليل نيست كه اغلب انقلاباتى كه در جوامع بوجود آمده ، بدون فاصله زمانى زياد مورد هجوم همسايه يا دور از اقليم آن جامعهء انقلابى گشته است ، چرا براى اين كه انقلاب و تحوّل ، آن جامعه را ضعيف ساخته و اقوياء اكنون مى توانند آنرا بسود خود متلاشى كنند .
آرى همهء اينها دليل حركت تكاملى تاريخ انسانى است در روزگار ما كه اوايل قرن پانزدهم هجرى و اواخر قرن بيستم ميلادى است ، تكامل به اوج خود رسيده و مى گويند : بشر براى نابودى خودش قدرتى بيش از قدرت سى بار كشتن همهء انسانها و متلاشى كردن كرهء زمين تهيّه نموده است آرى ، براى آن انسانها كه حركت در مسير اخلاق و ارزشهاى والاى انسانى و ارتباط به عالم ملكوت الهى و قرار گرفتن در جاذبهء كمال ، تنزّل و ارتجاع و سير قهقرائى تلقّى شود ، نابودى از صفحهء وجود هم تكامل محسوب مى گردد < شعر > چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشمبندى خدا < / شعر > براى اثبات اين كه بشر رو به تكامل نرفته است در صفحات آينده حتما به مبحث « گرايش تبهكاران به فساد و افساد در روى زمين و نتائج آن ،