ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢ - ٣ - خداوند متعال دلائل متعدّد و روشنى را براى معرفت ما در باره او اقامه فرموده است
٢ - شگفتىهاى آثار حكمت خداوندى در جهان هستى ، هيچ انسان آگاه و خردمندى نمى تواند از حيرت ناشى از احساس اتقان اجزاء عالم هستى و روابط موجوده ميان آنها و قوانين حاكم حتّى بر كوچكترين رويداد در عالم هستى ، محروم بوده باشد . البتّه مى دانيم كه اين حيرت مساوى شكّ و ترديد كه در حيرتهاى ابتدائى وجود دارد نيست و بقول مولوى :
< شعر > نه چنان حيران كه پشتش سوى اوست بل چنين حيرت كه محو و مست دوست < / شعر > در مجلَّد ششم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى انواع حيرت را مورد بررسى قرار دادهايم و يكى از آن انواع كه بايد گفت در نتيجهء والاترين معرفتها بدست مى آيد ، ناشى از توجّه و تفكَّر دقيق در عظمتهاى آثار حكمت خداوندى چه در درون ذات ( عالم انفسى ) و چه در برون ذات ( عالم آفاقى ) ميباشد . مسلَّم است كه هويّت و عظمت و ارزش اين حيرت و شگفتى والا را براى كسانى كه هرگز در مورد شناخت آيات هستى و دريافت وحدت حاكم بر آن همه كثرات كه در عالم وجود ديده مى شود ، بر نيامدهاند ، نمى توان قابل درك و فهم ساخت ، آه ، آه ، از داورى اين شبپركان شبپرست و دشمن آفتاب جهان افروز كه از لانههاى تنگ و تاريك خود ، جز پس از غروب آفتاب بيرون نمى آيند . خورشيد و خورشيد بينان دروغگو را مزاحم خود مى دانند از صاحبدلى خوش ذوق در مجلسى كه صحبت از شبپركان انساننما مى رفت پرسيدند : بنظر شما شبپركان ( خفّاشان ) واقعى ساعتهاى طولانى عمر خود را در لانههاى محقّر و تاريك چگونه مى گذرانند صاحبدل چنين پاسخ داد كه : شبپركان همهء ساعات عمر خود را در لانههاى خود در تفكَّر و اندوه بحال ميلياردها انسان و ميلياردها ميليارد جانداران و موجودات ديگر بسر مى برند كه دردا و دريغا و وا اسفا و وا حسرتا كه آن همه انسانها و جانداران و ديگر موجودات در خيالبافى و خرافاتبازى غوطه ور شده مى گويند : ما آفتابى داريم كه نام