ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٢ - بپرسيد تا بدانيد ، بپرسيد از من پيش از آن روز كه رخت از ميان شما بربنديم
از ميان شما بروم ) سوگند بخدائى كه جانم بدست او است ، نخواهيد پرسيد از هيچ چيزى ميان موجوديّت كنونىتان تا روز قيامت و نه در بارهء گروهى كه صد كس را هدايت كند و گمراه كند صد كس را مگر اين كه شما را اطَّلاع خواهم داد از دعوت و تبليغ كننده اش و راننده و محرّكش و جايگاه فرود مراكب و بار و اثاثش . و اطَّلاع خواهم داد از اهل آن مردم چه كسى كشته خواهد شد و چه كسى [ با اجل طبيعى ] خواهد مرد . ) بپرسيد تا بدانيد ، بپرسيد از من پيش از آن روز كه رخت از ميان شما بربنديم .
ابن ابى الحديد مى گويد : « صاحب كتاب استيعاب ( ابو عمرو محمّد بن عبد البرّ ) از جماعتى از راويان و علماى حديث روايت كرده است كه هيچ كس از صحابه رضى اللَّه عنهم نگفته است : سلونى مگر علىّ بن ابي طالب و شيخ ما ابو جعفر اسكافى در كتاب نقض العثمانيّة از علىّ بن الجعد از ابن شبرمه روايت كرده است كه بر هيچ كس جائز نيست كه بر روى منبر بگويد سلونى مگر علىّ بن ابي طالب عليه السّلام » [١] ما در بارهء اثبات اين مسئله كه امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است : سلوني قبل أن تفقدوني به تفصيل بيشترى نمى پردازيم و به نقل ابن ابى الحديد در بالا قناعت مى ورزيم و جملاتى را هم از محقّق مرحوم آقا ميرزا حبيب اللَّه هاشمى خوئى در اينجا مى آوريم و مسئله را پايان مى دهيم .
محقّق مزبور پس از نقل مطالب فوق از ابن ابى الحديد ، عبارات بعدى را مى نويسد : « در تذييل دوم از شرح كلام چهل و سوم براى ما چنين روايت شده است كه روزى ابن الجوزى بر بالاى منبر بود ، گفت : سلوني قبل أن تفقدوني زنى در آنجا بود ، از ابن الجوزى پرسيد : كه چه مى گوئى در بارهء اين كه علىّ بن
[١] . شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد با تحقيق محمّد ابو الفضل ابراهيم ج ٧ - ص ٤٦ .