ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٦ - ١٧ - موقعيّت دوم - براى تعيين عامل كيفيّت حيات انسانها در حال زندگى دسته جمعى
از عامل كيفيّت حيات انسانها در حال زندگى فردى است . بهمين جهت است كه در تعيين عامل اين كيفيّت ، آراء و عقائد مختلف و متعدّد ابراز شده است .
اهمّيّت اين عامل بقدرى است كه مى توان گفت : با شناختن آن ، مؤثّرترين گام را در راه پيدا كردن عامل تعيين كنندهء تحوّلات تاريخ و رويدادهاى آن ، برداشتهايم .
عدّه اى از نويسندگان آن اندازه كه در تأثير اجتماع بر فرد مى انديشند ، بهمان اندازه در تعيين عامل كيفيّت حيات انسانها در حال زندگى دسته جمعى نمى انديشند .
اگر چه آنان صريحا نمى گويند كه علَّت اساسى اين طرز تفكَّر چيست ولى مى توان از راه حدس بدست آورد كه شدّت تغييرات و تحوّلات عارضه بر اجتماعات كه معلول باز بودن نظام ( سيستم ) زندگى اجتماعى است ، براى آنان مانع تعيين قطعى عامل يا عوامل كيفيّت زندگى جمعى مى باشد . براى ورود به تحقيق كافى در بارهء اين مسئله ضرورى است كه ما دو نوع كيفيّت را در زندگى جمعى از همديگر تفكيك كنيم : ١ - كيفيّت اوّلى كه عناصر ضرورى زندگى است ٢ - كيفيّت ثانوى عبارتست از روابط انسانها و گروههاى اجتماعى با يكديگر و فرهنگ و طرز تفكَّرات و آرمانها و برداشتها از زندگى و ارزشهاى متنوّع و غير ذلك .
دريافت عامل تعيين كنندهء كيفيّت اوّلى حيات جمعى ساده تر و روشنتر از كيفيّت ثانوى است . زيرا عامل اساسى اين كيفيّت لزوم هماهنگى در ارادهها ( مى خواهمها ) بوسيلهء تعديل آنها براى بوجود آوردن زندگى جمعى است . البتّه هر اندازه هماهنگى و تعديل ارادههاى مردم جامعه منطقىتر بوده باشد ، زمينه براى بروز كيفيّت عالىتر در زندگى جمعى آماده تر خواهد بود .
اين عامل اساسى كه متأسّفانه غالبا مورد توجّه جدّى قرار نمى گيرد ، بقدرى از اهمّيّت برخوردار است كه مى توان گفت : بدون اين عامل ، اگر چه سطح ظاهرى جامعه آرام و منظَّم هم بوده باشد ، آرامش جامعه مانند كوه آتشفشان است كه عوامل انفجار و تخريب را در درون خود دارا مى باشد . آرامش و نظم و هماهنگى