ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٠ - ٢٠ - تضادّى حكمتآميز در جريان امكانات و امتيازات مادّى
مى دهد و عبور مى كند .
٢ - بلكه بطور عموم بايد گفت : هيچ انبساطى در درون انسان بوجود نمى آيد ، مگر اين كه انقباضى پشت سر آن فرا رسد و روان آدمى را مى فشارد و آن هم مثل گريه استمرار دائمى در درون ندارد ، بلكه آنهم پس از انجام مأموريّتش راه خود را پيش مى گيرد و مى رود .
٣ - آن كدامين روشنائى درونى است كه در فضاى روح پايدار بماند و چنان مقاومتى در برابر تاريكىها نمايد كه هيچ نوع تاريكى توانائى تسخير فضاى درون را نداشته باشد كدامين بهار بهجت انگيز بهشتى در درون آدميان سر مى كشد كه بدنبالش خزان كسل كننده و راكد كنندهء روانى ، آن را از اقليم درون بيرون ننمايد < شعر > اى برادر عقل يكدم با خود آر دمبدم با تو خزان است و بهار < / شعر > ٤ - كدامين پيروزى طبيعى را در اين دنيا سراغ داريد كه با هيچ گونه تلخكامى هاى زهرآگين مخلوط نباشد و آخر كار هم از بين نرود آن مار و مور و ديگر حشرات زمينى كه محتويات مغز چنگيز و نرون و تيمور لنگ آن روز را نوش جان كردند ، اعقاب و نسل همان مار و مور و ساير حشرات ، سراغ جمجمهء پر باد ناپلئون بنا پارت و كلما نسو و بيسمارك و هيتلر و كاسه ليسان شرقى و غربى آن مغروران زندگى حيوانى چند روز را گرفتند و روزگارى با محتويات مغز آن خودپرستان خوشگذرانى كردند . آرى ، قدرتمندان قدرتپرست روزگار ما نيز با كمال جدّيّت و شور و شعف مشغول پروراندن و تقويت محتويات مغزى خود هستند براى اعقاب و نسل همان مار و مور و ساير حشرات .
٥ - ثروت و تمكَّن بسراغ يك انسان مى رود و بدنبال آن نوع يا انواعى از بيماريها ، حدّ اقلّ نگرانى و اضطراب در بارهء چگونگى حفظ و افزايش آن .
در مصرعى از ابيات صائب تبريزى كه در يادم هست ، جمع شدن امتيازات مادّى و نيروها و غرايز برخوردارى از آنها را امكانناپذير قلمداد مى كند :