ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٢ - تلاش انسان براى منفعت
محض طبيعى ، بهيچ وجه در تعيين متن تاريخ و كيفيّت اوّليّه و كيفيّت ثانويّهء آن ، اثرى ندارند و بقول ناصر خسرو :
< شعر > نكوهش مكن چرخ نيلوفرى را برون كن ز سر باد خيره سرى را برى دان ز افعال چرخ برين را نكوهش نشايد ز دانش برى را چو تو خود كنى اختر خويش را بد مدار از فلك چشم نيك اخترى را < / شعر > البتّه كرات فضائى كه با زمين ما در ارتباط طبيعى هستند و همچنين محيط طبيعى ما در تكوين موادّ اجزاء و عناصر انسانى و شئون او در تاريخ تأثير وسيله اى و علل طبيعى در معلولات خود دارند ، ولى اين كه پس از تكوين موادّ اجزاء و عناصر تاريخ چه شكلى را بخود خواهد گرفت و دو نوع كيفيّت اوّلى و ثانويّهء او چه خواهد شد ، از كرات فضائى و محيط طبيعى بر نمى آيد .
همهء آن كشورها و جوامعى كه در آنها تمدّنها و فرهنگها بروز نموده و به اعتلاء رسيده و سپس راه زوال را پيش گرفتهاند ، اكنون هم داراى همان محيطهاى طبيعى خود مى باشند . نه محيط طبيعى مصر تغيير يافته است و نه يونان و نه بينالنّهرين ، ولى چه دگرگونىهائى كه در آنها به وجود نيامده است .
بعضى ديگر از امورى كه بعنوان عامل محرّك تاريخ گفته شده است ، مانند حقيقت و جمال و عدم رضايت ( قناعت ) مقدّس مى توانند در بوجود آوردن ابعادى از كيفيّت تاريخ نقش بسيار مهمّى داشته باشند . مثلا عامل حقيقتجوئى و بيان حقيقت و واقعيّت داشتن حقيقت در برابر باطل و ثبات و پايدارى آن و اميد بخش و عامل تسليت بودن آن ، در فعّاليّت انسانهاى داراى شرف و فضيلت در زندگى جمعى بسيار مؤثّر مى باشد .
توضيح اين كه در همهء دورانها در هر يك از جوامع ، انسانهاى رشد يافته اى هستند كه با احساس تكليف و تعهّد برين براى حركتهاى اجتماعى و بوجود آوردن يا تشديد فداكارىها در راه بدست آوردن حقيقت ، فعّاليّت نموده و