ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٣ - ١٥ - ضرورت تفكيك ميان عامل ضرورى تاريخ و عامل تعيين كنندهء كيفيّت تاريخ
و صحّت مزاج و خوردن و آشاميدن و امثال اينها از واقعيّاتى كه بدون آنها حيات آدمى در معرض نابودى است .
قسم دوم - عوامل تعيين كنندهء كيفيّت حيات است ، مانند فقر و تمكَّن ، فراگرفتن صنعت ، دانش ، شكست ، پيروزى ، شجاعت ، زبونى ، تكيه بر غير ، استقلال ، منش هنرى ، منش قضائى ، منش سياسى ، منش روحانى ، منش مديريّت و غير ذلك اين نوع عوامل در تعيين كيفيّت حيات ، نقش اساسى را بازى ميكنند . قسم يكم از عوامل فقط ادامهء حيات آدمى را بعهده دارند و بدون آنها ، حياتى وجود ندارد ، در صورتى كه قسم دوم چگونگى حيات را مشخّص مى نمايد .
هر يك از پديدههاى بالا ( صنعت ، دانش . . . ) رنگ خاصّى به حيات آدمى مى بخشد كه پديدههاى ديگر ، آن رنگ را نمى بخشند ، كيفيّت آن زندگى با حدّ وسايل معيشت ادامه مى يابد ( فقر ) غير از زندگى با تمكَّن از همهء وسايل معيشت و پديدههاى تجمّلى و رفاه و كامكارى مى باشد . تاريخ بشرى هم از يك جهت شبيه به حيات آدمى يعنى از دو نوع عامل برخوردار است : عامل ضرورى براى بوجود آمدن و تشكَّل اجزاء و عناصر تاريخ و عامل تعيين كنندهء كيفيّت تاريخ .
نوع اوّل - كه عبارتست از عامل ضرورى بوجود آمدن و تشكَّل تاريخ همان علل طبيعى و روانى حوادث و تحوّلاتى است كه در تاريخ بوجود مى آيند و معلولات خود را كه حوادث و تحوّلات تاريخى است بدنبال خود مى آورند . در تاريخ ، مردم جوامع بشرى دست به كشاورزى زدهاند . علَّت اين جريان در تاريخ نياز مردم به غلَّات و ديگر محصولات بوده است كه زندگى مادّى مردم بدون آنها امكان ناپذير است . همچنين مردم در طول تاريخ براى خود خانهها و مساكن ساختهاند ، سدّها كشيدهاند ، معادن استخراج نمودهاند ، از حيات خود در برابر عوامل مزاحم طبيعت و درندگان همنوع خويش دفاع نمودهاند ، مسافرتهاى طولانى در خشكىها نموده درياها را در نورديدهاند .