ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٢ - ١٠ - خويشتندارى از ظلم
قرار داده و مى گويد : « همه ١ » زيرا همان گونه كه « همهء انسانها » نهالهاى مورد توجّه باغ خداوندى هستند ، همچنان يك انسان كه نهالى از باغ وجود است و بتنهائى از جهت محبوبيّت نزد باغبان آن باغ تفاوتى نمى كند . كيفر قتل نفس عمدى آتش ابدى در سراى آخرتست ، حال به بينيم قتل نفس و احياى آن در تمدّن امروزى چگونه منظور مى شود اگر بخواهيم مقدارى از شواهد و دلائل اين مسئله را كه قتل نفس در تمدّن امروزى ، امرى است بسيار ناچيز و غير قابل اهمّيّت ، متذكَّر شويم يك مجلَّد كتاب بايد در اين مسئله بنويسيم . فقط به يك مطلب بعنوان نمونه اشاره مى كنيم و آن اينست كه امروزه مقدارى بسيار فراوان از انرژىهاى مغزى و عضلانى و سرمايههاى بسيار كلان ، صرف ساختن اسلحه براى آدمكشى مى شود .
اگر اين اسلحه فقط براى دفاع از خويشتن بود ، هيچ كسى اعتراض نداشت ، چنانكه دين اسلام نيز با نظر به آيهء شريفهء : ( وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ . . . ) [١] ( براى دفاع از خويشتن در برابر دشمنانتان هر چه بتوانيد نيرو آماده كنيد . . . ) تهيّهء اسلحه را لازم ديده است .
البتّه اين يك اعتراض اصلى است كه با نياز قطعى بشر به اسلحه براى حفظ خويشتن ، ادّعاى تكامل تناقضى در بر دارد كه ناديده گرفتن آن هم يكى ديگر از علائم سقوط بشرى در پرتگاه ضدّ تكامل مى باشد . ولى مى دانيم كه حكمت واقعى وجود اسلحه نيست كه روى زمين را بصورت انبار اسلحه در آورده است ، بلكه با تراكم اسلحه و ركود سرمايه در آن ، و عدم توليد كار سازنده به شعله ور كردن آتش جنگها دامن زده مى شود ، تا تجارت
[١] . الأنفال آيهء ٦٠ .