ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٣ - ١٠ - خويشتندارى از ظلم
اسلحه رواج داشته و سرمايهها بازدهى داشته باشند در صورتى كه در اسلام فروش اسلحهء جنگ به مردمى كه در حال جنگند حرام مى باشد ، مگر وسائل دفاع ، مانند سپر و غير ذلك .
١١ - انصاف براى همهء خلق -
١١ - انصاف براى همهء خلق - انصاف همان عدالت است كه مايهء قوام حيات بشرى است ، هر دليلى كه براى ضرورت عدالت در روابط انسانها ، حتّى در رابطهء انسان با خويشتن و با خدايش اقامه شود ، در حقيقت براى ضرورت انصاف هم اقامه شده است ، تفاوتى كه ممكن است ميان عدالت و انصاف در نظر گرفت اينست كه انصاف غالبا در مواردى بكار مى رود كه انسان عدالت را با دريافت ضرورت و ارزش آن و بحكم وجدان خود ، اجرا نمايد . لذا وقتى كه مى گوئيم يا مى شنويم : فلانى شخص منصفى است ، در حقيقت شخصى را در نظر مى آوريم كه عدالت را با استناد به احساس والاى درونيش بدون اجبار برونى اجرا مى نمايد . ضدّ انصاف عبارتست از ظلم و تعدّى ناشى از عدم احساس والا در بارهء عدل و داد . تضادّ ظلم و تعدّى با تمدّن ، حقيقتى است كه نيازى به شرح و تفصيل ندارد .
١٢ - حلم و فرو بردن غضب -
١٢ - حلم و فرو بردن غضب - اين فضيلت عالى انسانى كه ناشى از تعديل هيجانات و مقاومت در برابر انگيزههاى محرّك است ، يكى از علامات بارز رشد مغزى و روانى انسان است . مقاومت و خويشتندارى در برابر عوامل هيجانانگيز كه از فرو نشاندن غليان حسّ انتقامجوئى سرچشمه مى گيرد ، نشان - دهندهء ظرفيّت با ارزش روان در مقابل علل و انگيزه هائى است كه مغزها و ارواح سبك را به نوسان و اضطراب در مى آورند . اين فضيلت عظمى منشأ صبر و شكيبائى در مجراى رويدادها است كه از نظر ارزش كمتر فضيلتى بان درجه مى رسد . آيات قرآنى بقدرى در بارهء اين فضيلت عظمى تشويق و تحريك نموده است كه ما فوق آن قابل تصوّر نيست . از آن جمله در يكى از آيات فرموده است :