ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٢ - ١٨ - نظراتى كه بعنوان عامل محرّك تاكنون ارائه شده است
٨ - موجودات و كرات آسمانى و قوانين حاكمه بر آنها . اين عامل در پندارهاى گذشتگان بچشم مى خورد . آنان مى گفتند : كرات آسمانى داراى نفوسند و همهء شئون انسانهاى اين كرهء زمين را آن موجودات و قوانين اداره مى كنند .
٩ - ايدهء مطلقى كه در فلسفهء هگل و پيروانش ديده مى شود .
١٠ - پديدههاى اقتصادى بطور عموم .
١١ - ارادهء حيات يا « مطلق اراده » چنانكه در فلسفهء شوپنهاور ديده مى شود .
١٢ - حيات كلَّى فعّال كه از ماوراى نمودهاى طبيعى مى باشد . چيزى شبيه به اين موضوع در تفكَّرات هنرى برگسون آمده است .
١٣ - رگهاى رسوب شدهء پيشين در اجتماعات ، مانند وراثت و ايدههاى مستحكم و پا برجا . اين عامل را مى توان در روشهاى جامعه شناسى گوستاو لوبون پيدا كرد .
١٤ - افزايش جمعيّت و تراكم آن كه موجب دگرگونىهاى كيفى در تاريخ مى باشد . اين موضوع را در نظريّات مالتوس مى بينيم .
١٥ - غريزهء جنسى با نظر به هويّت و ريشهها و مختصّات عمومى آن ، فرويد از شدّت عقيده اى كه به اين پديده دارد و ديگر غرائز و عوامل انسانى را در برابر آن در درجهء بعدى قرار مى دهد ، مى تواند اين غريزه را عامل محرّك تاريخ معرّفى كند .
١٦ - ايدههاى اصيلى كه در اجتماعات بروز مى كند ، تكيه باين عامل را مى توان در فلسفهء آلفرد نورث و ايتهد پيدا كرد .
١٧ - شانس و اتّفاق كه لازمهء آن انكار قانون علَّيّت است .
١٨ - عشق و كينه يا « جذب و دفع » كه از سيستم فلسفى امپيدوكلس بيادگار مانده است .