ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٥ - ١٩ - بصيرتهاى نافذ
نشان مى دهد و هم آمادگى هماهنگى و سازگارى با ديگر دلها را بوجود مى آورد .
اعتدال دل تنها صحّت و بهبودى جسمانى آن نيست ، بلكه به فعليّت رسيدن استعدادها و امتيازاتى است كه خداوند در دلها بوديعت نهاده است . اگر دل معتدل شود ، رشد خود را دريافته و در حركت تكاملى خود قرار گرفته است .
مردم آن جامعه كه از دلهاى معتدل برخوردار نيستند ، عاملى براى اجتماع و هماهنگى و سازگارى ندارند و جامعه اى كه مردم آن از اين عامل حياتى بىبهره و محرومند ، بهيچ وجه نمى توانند در پيش برد علم و هنر و صنعت و اخلاق و ديگر معنويّات و ساير قواى گردانندهء جامعه همكارى صميمانهء ناشى از هماهنگى و سازگارى داشته باشند .
١٩ - بصيرتهاى نافذ - اين عامل است كه نه تنها ضامن بقاى تمدّن و فرهنگ انسانى جامعه مى باشد ، بلكه موجب گسترش و عمق يافتن آگاهىها در بارهء واقعيّتها است ، بصيرتهاى نافذ مردم يك جامعه است كه آن جامعه و تمدّن و فرهنگش را از ركود و جمود نجات مى دهد و با گذشت زمانها و بروز پديدههاى تازه ، براى تحصيل واقعيّات همگام مى گردند ، بلكه هر اندازه كه بينائىها و آگاهىهاى مردم يك جامعه قويتر و همه جانبه تر بوده باشد ، بجاى آنكه زمان بر آنان مسلَّط شود ، آنان بر زمان مسلَّط مى شوند و تازه هائى را كه ديگران بدانها دست يافته و ابزار سلطه گرى بر ديگران قرار مى دهند ، يا با سبقت جوئى آنها را بدست مى آورند و محصولات مفيد و سازندهء آن تازهها را در اختيار مردم مى گذارند و يا عوامل خنثى كردن سلطه گريها را بوسيلهء آن تازهها با بينائىهاى نافذ آماده نموده و سلطه گريها را نابود مى سازند .
اين امور كه بعنوان عوامل سازندهء انسانهائى شايستهء تمدّن و فرهنگ اصيل انسانى مطرح شد ، حقائقى هستند كه بدون آنها ، هويّتى براى شخصيّت انسانى وجود ندارد تا تمدّنى و فرهنگى بوجود بياورد و از آن دو برخوردار گردد ، لذا بنظر مى رسد هر جامعه اى كه از عوامل اساسى مزبور بيشتر و