ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣ - ٣ - خداوند متعال دلائل متعدّد و روشنى را براى معرفت ما در باره او اقامه فرموده است
ديگرش هم خورشيد است و ما از اين موجود نورانى انواع فراوانى از فوائد و عوامل ضرورى حيات خود را بدست مى آوريم [ بار ديگر از وى پرسيدند : شبپركان در آغاز تاريكى شب از لانه خود بيرون مى آيند و با كمال رضايت از خويشتن ، در فضائى محدود به پرواز در مى آيند ، مقصود شبپركان از اين پرواز بسيار جدّى كه گوئى دنبال چيزى مى گردند چيست صاحبدل چنين پاسخ داد : شبپركان در آن موقع دنبال موجودى با فهم مى گردند كه درد و دريغ و اسف و حسرت خود را در بارهء انسانها و جانداران و موجودات ديگر كه با كمال خرافات پرستى و دروغ پردازى مى گويند : ما خورشيدى داريم ، با آن موجود در ميان نهند ، بلكه انسانها و ديگر موجودات اعمّ از جاندار و غيره دست از خرافات بردارند و ايده آليست بازيهاى خود را در بارهء آن موجود خيالى كه با كمال بدبختى و پرروئى خورشيدش ناميدهاند كنار بگذراند اگر مى توانيد پاسخ اين شبپركان را بدهيد اگر در هر يك از موجودات عالم هستى دقّت كنيد خواهيد ديد كه هيچيك از آنها ، نه از ذات خود استقلالى دارد و نه ثباتى . درست است كه هر يك از پديدههاى طبيعت اعمّ از اجزاء عنصرى و اشكال و روابط موجود ميان آنها از كوههاى سر بفلك كشيده كه گذشت قرون و اعصار فراوانى را در عين ثبات و پابرجائى نشان مى دهند ، تا يك كوانتم ( كوچكترين دانهء ) مزون هايپرون كه در اين دنيا چند ميليونيم ثانيه زندگى مى كند و مى رود ، هويّت مستقلّ و ثابت از خود نشان مى دهند ولى براى كه براى آن درك كننده اى كه اطَّلاعى از علل قبلى و سابقهء نيستى و آينده متغيّر آن پديده نداشته باشد .
< شعر > آدمى داند كه خانه حادث است عنكبوتى نه كه دروى عابث است پشّه كى داند كه اين باغ از كى است در بهاران زاد و مرگش در دى است < / شعر > بلكه با يك نظر دقيقتر ، خواهيم ديد كه آن پشه كه در بهاران زائيده شده و در پائيز مى ميرد ، بجهت چگونگى ارتباط عامل دركش با رويدادهائى