ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٤ - هنگامى كه طلايههاى فتنه نمودار مى گردند امور را مشتبه مى نمايند ، و هنگامى كه رويگردان مى شوند بيدار مى كنند
و همه جانبه محرومند همهء امور جامعه را از تفكَّرات اصلى گرفته تا تخيّلات و از عاليترين ارزشها گرفته تا عادىترين پديدهها مورد سؤال قرار داده در ابهام فرو مى برد .
اصل دوم - فتنه در هنگام پايان يافتن و رويگردان شدن ، بيدار ميكند . براى توضيح اين اصل مجبوريم دو نوع فتنه را بطور مختصر توضيح بدهيم : نوع يكم - فتنههاى گذرا نوع دوم - فتنه هايى كه در جامعه رسوب مى كنند و عناصر و اصول خود را بعنوان مكتب و عقيده بر جامعه تحميل كنند ، بطورى كه تدريجا همهء فرهنگ جامعه را فرا مى گيرند . دو نوع فتنه مزبور مشتركاتى دارند و تمايزاتى . مشتركان آن دو عبارتند از : يك - امور پنجگانه اى كه در تفسير اصل اوّل متذكَّر شديم .
دو - انقسام مردم در برابر فتنهها به گروههاى مختلف : ١ - ساده لوحانى كه مبناى زندگى و ارادهها و تصميمها و هدفگيرى آنان بر اساس « كشمش و غوره » است [ با يك كشمش گرمشان و با يك غوره سردشان مى شود ] .
٢ - مردمانى كه تا حدودى از آگاهىهاى مفيد در زندگى برخوردارند و يك كشمش و يك غوره نمى تواند وضع آنان را دگرگون كنند ، ولى باغى از كشمش و يا غوره مى تواند در دگرگون كردن وضع آنان مؤثّر بوده باشد .
٣ - جمعى ديگر وجود دارند كه بيدارتر و هشيارتر از آنند كه در بروز فتنهها عناصر معرفتى و اختيارى شخصيّت خود را ببازند ، بلكه تا حدود زيادى مى توانند به تحليل و تركيب قضايايى كه فتنه با خود آورده است بپردازند البتّه اينان در اقلَّيّت اسفانگيزند همچنان كه نوابغ در اقليّت اسفانگيزند .
هر دو نوع فتنه پس از نزول يا استقرار براى آگاهان قابل شناخت و آموزنده