ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٠ - اگر يك جامعه اى با آگاهى و اختيار ، والى عادل را بر زمامدارى نپذيرد بزنجير اربابان ستمپيشه با كمال جبر و نابينائى گردن خواهد نهاد
بر مالكش و تابعى بر متبوعش باشد . فتنهء بنى اميّه بطور قبيح و وحشتناك و دسته دسته با وضع جاهليّت بر شما وارد مى گردد ، نه منارهء هدايتى در آن وجود دارد و نه نشانه اى كه ديده شود و راه گشا باشد . ) اگر يك جامعه اى با آگاهى و اختيار ، والى عادل را بر زمامدارى نپذيرد بزنجير اربابان ستمپيشه با كمال جبر و نابينائى گردن خواهد نهاد .
اين مدّعى تكامل كه انسان ناميده مى شود ، همهء شرايط و عناصر تكامل را جمع كرده است فقط يك چيز مانده اگر آن را هم بدست بياورد ، همان طور كه انسان پرستان از انسان بىخبر فرمودهاند در حدود يك وجب و نيم در كمال از خدا بالاتر مى رود آن چيز اينست كه اين تكامل يافته خيلى سريع النّسيان است . و بگفتهء مردم : يك ساعت پيش ناهارى را كه خورده است فراموش مى كند . غرض از اين مقدّمه اينست كه بشر در تاريخ طولانى كه پشت سر گذاشته است ، اين جريان را همواره مشاهده كرده است كه وقتى كه از پذيرش قوانين عادلانه و زمامدار عادل سر باز مى زند ، بجاى قانون گرفتار زنجير و بجاى زمامدار گرفتار ارباب مى شود . با اين حال ، باز همين جريان را تكرار مى كند گوئى اصلا با چشمش نمى بيند كه - < شعر > هر كه گريزد ز خراجات شهر باركش غول بيابان شود < / شعر > بهترين تعبير در بارهء جريان تاريخى فوق همان است كه امير المؤمنين عليه السّلام مى فرمايد كه : پس از من كه يك زمامدار عادلم و شما را با قانون الهى كه عدل محض است اداره مى كنم ، ارباب ( مالكان مدّعى ربوبيّت زمين و حيات انسانها ) بسراغتان خواهند آمد . از اين ارباب جز ضرر و آسيب چيزى عائد شما نخواهد گشت مگر اين كه سودى به آنها داشته باشد . و اگر سودى به آنها نداشتيد ، براى اين كه در روى زمين بتوانيد زندگى كنيد و نفس بكشيد حدّاقل ماليّاتى كه بايد بپردازيد اينست كه كمترين ضررى را به آنها نرسانيد .