ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٢ - دليل دوم - براى اثبات اين حقيقت كه بشر براى پيشرفت و تكامل ارزشى خود بطور مستمرّ قانونى حركتى انجام نداده است
خدايى [ البّته خداى مجسّم در مغز همان اشخاصى از قرن ١٩ ] بپذيرم بنظرم آمار چنين بوده است كه در مدّت هجده قرن ( ١٨٠٠ سال ) در حدود ٢٠٠٠ پيمان صلح ابدى بسته شده است كه هيچيك از اين پيمانها بيش از دو سال طول نكشيده است . البتّه چنانكه با كلمهء « بنظرم » اشاره كردم ، رقم دقيق در هر دو مورد در خاطرم نمانده است ، ولى در همين حدود بود كه عرض كردم . در اين مسئله بايد توجّه كنيم كه اين پيمانشكنىها در موارد بسيار چشمگير بوده است كه تاريخ به آنها اهمّيّت داده و ثبت كرده است ، اگر بخواهيم همهء پيمانهاى فردى و خانواده اى و محلَّى و شهرى و كشورى و بين كشورها را حساب كنيم ، بدون ترديد رقم ما فوق ارقام نجومى خواهد بود .
در خاتمهء اين علامت تكامل عجيب و غريب اگر پيمانشكنىهاى هريك از افراد با خويشتن را در بارهء ترك آلودگىها و كثافات و گناهان در نظر بگيريم ، روشن خواهد شد كه مرحلهء تكامل ما انسانها بكجا رسيده است ٤٣ - مى دانيم كه اساسىترين شرط يك حيات معقول و قابل محاسبه و متّكى به بيّنه و برهان ، عبارتست از شناخت رابطهء منطقى با افراد بنى نوع و ديگر موادّ جالب دنيا مانند خوراك و پوشاك و مسكن و ديگر وسائل رفاه و آسايش مانند پول و زيباييها و مقام و علم و غير ذلك كه بسيار فراوانند و برقرار ساختن آن رابطهء منطقى ميان خود و « جز خود » است كه شامل همهء افراد بنى نوع و موادّ جالب دنيا مى باشد . آيا بشر مى تواند در بارهء رابطه اى كه با « جز خود » برقرار مى كند ، توضيح و استدلال قانع كننده اى را ارائه بدهد پاسخ اين سؤال قطعا منفى است . بطورى كه اگر بقول بعضى از انسان شناسان در طول هر قرنى بيش از شمارهء انگشتان ، انسانهائى را پيدا كرديد كه منطقىترين رابطه ميان جز خود را شناخته و همان رابطه را ميان خود و جز خود برقرار كردهاند ، يقين بدانيد كه شما معناى عدد را نمى دانيد يا ضعف باصره و بصيرت داريد .
٤٤ - پس از گذشت دو قرن از داد و فرياد و ادّعاى تكامل اكنون موقع