ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٩ - هفتم - رفتار اختيارى عالى
است كه در اين رفتار اگر چه با آگاهى و سلطهء ضعيف ، دست به كار مى شود .
هفتم - رفتار اختيارى عالى - اين نوع رفتار كه متأسّفانه از شدّت اقلَّيّت صاحبان آنها ، داخل در استثناها است ، عبارتست از رفتار مستند به كمال نظاره و سلطهء شخصيّت كمالگرا بر دو قطب مثبت و منفى كار كه از درجاتى از كمال هم برخوردار گشته است . مسلَّم است كه در اين دنيا كسانى پيدا مى شوند كه چنين حقيقت و جريانى براى آنان مطرح نيست ، و واقعا در امتداد ساليان عمر در اين فكر نبودهاند كه ببينند اصلا « شخصيّت » چيست « نظارهء شخصيّت » يعنى چه « سلطهء شخصيّت » كدام است « قطب مثبت كار » چيست و « قطب منفى كار » چه معنى دارد ما هم در اين مبحث سخنى با اين گونه اشخاص نداريم . اگر اين اشخاص از هشيارى و بيدارى احساس ناراحتى و كراهت مى نمايند ، و از عالم طبيعت و از شما معلَّمان و مربيان مى خواهند كه بگذاريد بخوابند و بانان لالائى بگوئيد ، شما با كمال اخلاص و مهارت آن لالائى را انتخاب كنيد كه آن بينوايان را بدون احساس ضربه بيدار كند ، باشد كه نخست به موجوديّت خودشان پى ببرند ( بدانند كه موجودند ) سپس از عظمت و ارزش شخصيّت آگاه شوند و آن گاه معناى نظاره و سلطهء آن را به دو قطب مثبت و منفى كار درك كنند . ولى هيهات تا آن جريانات ضدّ انسان كه اعتلاى شخصيّت افرادى معدود را نابود كردن و يا تضعيف شخصيّت ديگر انسانها دريافتهاند هرگز اجازه نخواهند داد كه همهء مردم مطابق فراخور موجوديّت خويش از اختيار عالى برخوردار كردند و از اين نعمت عظماى الهى متنعّم شوند .
باز بار ديگر برگرديم پشت سر خود ، ببينيم در هر دوره و جامعه اى در گذرگاه تاريخ چه مقدار اشخاص از اين رفتار ( اختيارى عالى ) بهره مند بوده و مى باشند قطعا همهء ما به اين حقيقت اعتراف خواهيم كرد كه « افراديكه موفّق به چنين رفتارى بوده باشند ، همواره مانند نوابغ از استثناها بودهاند . » با اين حال ، ادّعا اينست كه سر فصل تكامل است ، بشر به تكامل مى رود