ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٨ - تلاش انسان براى منفعت
اثبات آن خوددارى مى نمائيم . چيزى كه در اين مورد داراى اهمّيّت است و بايد آنرا مورد توجّه قرار بدهيم ، اينست كه تلاش براى بدست آوردن منفعت به مفهوم اوّل را كه مستند به ضرورت و جستجوى عامل و وسيلهء ادامهء حيات انسانى است ، مى توان به « صيانت ذات » نسبت داد . يعنى منفعتجوئى كه عبارتست از تلاش براى بدست آوردن هر چيزى كه مفيد به ادامهء حيات است ، از فعّاليّتهاى كاملا طبيعى اصل الاصول « صيانت ذات » است كه هيچ كس را ترديدى در آن نيست . آيات قرآنى كه بازگو كنندهء متن اصلى همهء اديان حقّهء الهى است كه بر مبناى فطرت اصلى انسان مقرّر شدهاند ، اين تلاش را نه تنها محكوم نكرده است ، بلكه چنانكه گفتيم تشويق و تحريك شديد براى بدست آوردن آن نيز نموده است . اگر براى منفعتگرائى انسان كيفيّت و حدّ و اندازه اى مقرّر نشود ، بدانجهت كه خودخواهى آدمى هيچ كيفيّت خاصّ و حدّ و اندازه اى براى خود نمى شناسد ، لذا تا بلعيدن همهء موادّ مفيد و امتيازات دنيا ، بنام اصالت منفعت ( تيليتارنيسم ) پيش خواهد رفت و هر كس كه بخواهد از اين جهانخوارى جلوگيرى كند ، خواهد گفت : طبيعت انسانى منفعتگرا است و تو مى خواهى بر ضدّ طبيعت من كه انسانم ، قيام كنى اين حركت كه متأسّفانه سرتاسر تاريخ را بخود مشغول داشته است ، بدون پرده پوشى بايد گفت كه : اساسىترين عامل جدائى انسان از انسان گشته است . اين داستان غمانگيز چنين بوده است كه اقوياى ناآگاه و قدرتپرست همواره چنين پنداشتهاند : كه عالم هستى با همهء مزاياى مفيد و انسانهايش وسائلى براى ادامهء حيات مطلوب آنان مى باشند و آنان بدون اين كه بزبان بياورند ، با كنايههاى روشن و طرز رفتار خود ، اين پندار انسانكش را ابراز نمودهاند . ناگوارتر و غمانگيزتر از اين داستان ، آن متفكَّر نماها هستند كه بجاى اين كه براى دفاع از انسان برخيزند و اثبات كنند كه منفعت بيش از ضرورتهاى حيات ، نه تنها منفعت نيستند ، بلكه ضرر مى باشند ، و نفع ديگران را كه عامل بقاى حياتشان ميباشد ،