ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٣ - نوع دوم - رفتار عادى
كاملهء آن ، در حدّى است كه فرصت و مجالى براى نظاره و موازنه و بررسى مصالح و مفاسد و بجريان افتادن اراده و تصميم ، وجود ندارد . و بعبارت ديگر تمام بودن علَّت از همهء جهات ، وجود معلول را كه رفتار انعكاسى و بازتابى محض است ، چنان ايجاب مى كند كه هيچ يك از امور مزبوره نمى تواند دخالتى نموده و جريان علَّيّت را دگرگون بسازد . مانند بروز نمود شادى در جريانات مغزى و عضلانى با ديدار محبوبترين دوست ، و جستن ناگهانى با شنيدن صداى تكان دهنده همچنين تأثّرات و احساسات ناشى از ديدن زيباييها يا زشتى و غير ذلك . كسانى كه از داشتن شخصيّت قوىّ و ارادههاى طبيعى و منطقى حيات محرومند ، سرتاسر زندگيشان را رفتار انعكاسى تشكيل مى دهد .
بهمين جهت است كه در طول تاريخ اقوياء و آنانكه سوداى سلطه گرى در مغز خود مى پرورانند ، طالب اين گونه مردمند كه بتوانند از دوش آنان بالا رفته و به مرادشان برسند . اين مردم همان بىبال و پرهائى هستند كه : « با بى پر و بالى ، پر و بال دگرانند » اين يك پديدهء تصادفى نيست كه خودكامگان سلطه جو ، همواره ضدّ هشيارىها و شكنندهء استقلال شخصيّتها و سست كنندهء ارادهها بودهاند .
نوع دوم - رفتار عادى - تكرار طولانى يك گفتار يا كردار ، بروز آن را عادى مى سازد و نيازى به انديشه و اراده و انتخاب و تصميم ندارد مانند رفتارهاى كارگران عضلانى در كارهاى هميشگى خود ، يعنى حركات عضلانى يك كارگر كه زمانى طولانى رفتار او را تشكيل داده است ، موجب مى شود كه آن حركتها براى او عادى بوده و بسادگى و كمال سهولت از او صادر شوند .
نيز تكرار و دوام كيفيّت انتخاب شده براى گفتار و كردار و حتّى فعّاليّتهاى مغزى و روانى نيز همان كيفيّت را بصورت عادى در مى آورد ، مانند حركات خاصّ دستها و طرز نگاههاى يك استاد در هنگام تدريس و قرار گرفتن عضلات در موقع انديشه در وضعى مخصوص . البتّه از يك نظر مى توان رفتارهاى