ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٣ - هنگامى كه طلايههاى فتنه نمودار مى گردند امور را مشتبه مى نمايند ، و هنگامى كه رويگردان مى شوند بيدار مى كنند
پيش از آنكه مقتضاى جوّ جامعه را بشناسند بهيچ كارى اقدام نمى كنند . وقتى كه جوّ جامعه را شناختند مى فهمند كه تقاضاى اصلى و تقاضاى فرعى جامعه چيست تا كالاى خود را براى عرضه بان جامعه با تقاضاى موجود تنظيم نمايند .
٣ - اگر فتنه گران مردم ژرفنگر و مطَّلع بوده باشند ، تا آنجا كه مى توانند دم از اصول عاليهء انسانى و ارزشهاى او مى زنند و چنان فرياد : وا عدلا ، وا حقّا ، وا آزاديا ، وا پيشرفتا [١] و بطور كلَّى چنان فرياد وا انسانا مى زنند كه حتّى بعضى از انسانهاى دانشمند و آگاه و خردمند را هم مى توانند به اشتباه بيندازند .
٤ - موقعيّت گذشتهء جامعه و اصول حقوقى و سياسى و اجتماعى و علمى و هنرى و جهانبينى حاكم در آن را چنان بىامان و مطلق مى كوبند و چنان در آن كوبيده قيافهء حقّ بجانب از خود نشان مى دهند كه ساده لوحان را وادار ميكنند كه حتّى در بارهء بديهىترين اصول و قوانين طبيعى و قرار دادى دوران گذشته به ترديد بيفتند ، مثلا شكّ كنند در اين كه آيا خورشيد دوران گذشته هم مانند امروز روى زمين را روشن مى ساخت آيا ٢ × ٢ هاى آن دوران ، مانند اين دوران جديد ٤ نتيجه مى داد يا ٠٤ / ٥١٧ آيا در دوران گذشته كشاورزان با قراردادى معيّن با كارفرمايان زمين را زراعت مى كردند ، يا با راهنمائى جانوران جنگلى ٥ - ايجاد اراده و حركت از هر راه و با هر وسيله اى كه ممكن است ، اگر چه هدف منظور داراى حتّى يك صدم ارزش سپرى كردن آن راه و قربانى كردن وسيله را نداشته باشد .
مسلَّم است كه اين امور پنجگانه براى اغلب مردم كه از نگرشهاى عميق
[١] . ولى چه بايد كرد - < شعر > راه هموار است و زيرش دامها قحطى معنا ميان نامها لفظها و نامها چون دامهاست لفظ شيرين ريگ آب عمر ماست < / شعر >