ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٩ - ٦ - وفاء به عهد
عليكم أضدادا و لا لفضله عندكم حسّادا . و لا تطيعوا الأدعياء الَّذين شربتم بصفوكم كدرهم و خلطتم بصحّتكم مرضهم و أدخلتم في حقّكم باطلهم و هم أساس الفسوق و أحلاس العقوق ، اتّخذهم إبليس مطايا ضلال و جندا بهم يصول على النّاس و تراجمة ينطق على ألسنتهم ، استراقا لعقولكم ، و دخولا في عيونكم و نفثا في أسماعكم . فجعلكم مرمى نبله و موطىء قدمه و مأخذ يده فاعتبروا بما أصاب الأمم المستكبرين من قبلكم من بأس اللَّه و صولاته و وقائعه و مثلاته و اتّعظوا بمثاوي خدودهم و مصارع جنوبهم ، و استعيذوا باللَّه من لواقح الكبر كما تستعيذونه من طوارق الدّهر . . .
( هشيار باشيد ، بپرهيزيد و بر حذر باشيد از اطاعت آن پيشروان و بزرگانتان كه با تكيه بر موقعيّت خود تكبّر ورزيدند و فوق نسبشان ( اصول روابط ولادت ) بزرگى جستند و كار زشت را بر پروردگارشان نسبت دادند . و با خدا در بارهء آنچه كه به آنان انجام داده بود بخصومت پرداختند ، آنان در اين خصومت ، در برابر قضاى خداوندى و نعمتهاى او ، زورگوئى و پيروزى طلبى نمودند . زيرا آنان قاعدههاى پايهء عصبيّتاند و ستونهاى اركان فتنه و شمشيرهاى استناد [ ندا كننده ] به جاهليّت . پس براى خدا تقوى بورزيد و بان نعمتهائى كه بشما داده است ، اضداد نباشيد و به فضل و برترى كه در ميان شما بوجود آمده است حسادت مكنيد . اطاعت مكنيد از مدّعيانى كه با درون نيّتهاى صاف خود ، تيرگىهاى آنان را آشاميديد و بيمارىهاى خباثت نفسانى آنان را با سلامت و صحّت روحى خودتان مخلوط ساختيد و باطل آنان را در حقّ خود داخل كرديد . آنان اساس فسق و ملازمان انحراف و مقاومت [ در برابر پيامبر و امام عليهما السّلام ] مى باشند . شيطان آن نابكاران را مركبهائى براى گمراه كردن اتّخاذ كرد و لشكريانى براى حمله بر مردم و ترجمانهائى كه با زبانهاى آنان سخن مى گويد ، [ اين اعمالى كه شيطان انجام مى دهد ] براى ربودن عقلهاى شما است و گرفتن ديدگان و دميدن در گوشهاى شما . بدينسان شيطان شما را هدفهائى براى تير خود و جايگاههائى براى پا گذاشتن روى آن و دستگيره اى براى دست خود قرار داد . پس عبرت بگيريد بوسيلهء مشاهدهء ناملايماتى كه به امّتهاى مستكبر در روزگار پيش از شما رسيد - آن ناملايمات سطوت خداوندى و حملهها و عذابها و كيفرهاى او بود [ كه طعم آنها را بان