ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٩ - ١٧ - موقعيّت دوم - براى تعيين عامل كيفيّت حيات انسانها در حال زندگى دسته جمعى
فعّاليّتهاى بشرى است و تفسير تاريخ بدون ملاحظهء اين عامل قطعا يك تفسير ناقص خواهد بود . اين نكته را هم در نظر داريم كه مصاديق و عوامل لذّت و منفعت و درد و ضرر ، يك عدّه امور ثابت و مشخّص نيستند ، بلكه در پيرو گسترش ارتباطات انسانى با طبيعت و همنوعان خود ، مصاديق و عوامل دو پديدهء مزبور نيز در تغيير قرار مى گيرند . اين قضيّه را بايد بعنوان يك اصل مسلَّم در تحقيقات و مطالعات خود منظور نمائيم كه دو پديدهء جلب لذّت و منفعت و گريز از درد و ضرر علَّت اصلى حركات و فعّاليّتهاى عضلانى و فكرى نيست ، بلكه علَّت اصلى عبارت است از « صيانت ذات » كه با عامل ضرورى « خودخواهى » تمام دوران زندگى را اداره مى كند . بنا بر اين « صيانت ذات » يا عامل خودخواهى كه انسان را بسوى لذّت و منفعت جلب و از درد و ضرر گريزان مى نمايد در متن تاريخ همهء دورانها و همهء جوامع وجود دارد ، نهايت امر اينست كه دو گروه ديگر از انسانها در اغلب جوامع بيدار كه عقول و احساسات افراد آنها به فعّاليّت افتاده است ، وجود دارند كه بالاتر از متن طبيعى محض حيات ، حركت مى كنند : گروه يكم - انسانهائى هستند كه ذات يا « من » خود را بطورى تفسير و دريافت مى نمايند كه لذائذ و آلام بنى نوع خود را هم مربوط به خود مى دانند و لذّت بردن از احساس لذّتى كه ديگران مى نمايند و رنج كشيدن از دردهائى كه ديگران را رنج مى دهند ، در درون آنان بوجود مى آيد ، يعنى در اين اشتراك لذّتى احساس مى كنند و دردى دريافت مى كنند و بعبارت ديگر لذّت شخصى و رنج شخصى آنان معناى عمومى ترى پيدا مى كند ، شامل لذّت و رنج ديگران نيز مى گردد .
و همچنين ارزشهاى اخلاقى و دينى را مورد اهمّيّت جدّى قرار مى دهند و لذّت و نفع را شامل آنها نيز مى دانند ، باين معنى كه از عمل به ارزشهاى اخلاقى و اعتقاد به معتقدات دينى و عمل به دستور خداوندى لذّت مى برند و در صورت دورى از آنها احساس رنج مى نمايند . قطعى است