ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٢ - ١٥ - ضرورت تفكيك ميان عامل ضرورى تاريخ و عامل تعيين كنندهء كيفيّت تاريخ
و مقاومت پيامبران در برابر تبهكاران بامر خداوند « مراجعه شود .
آنچه كه با نظر به مجموع سرگذشت بشرى و موجوديّت طبيعى و مغزى و روانى بشر ، بدست مى آيد ، اينست كه حركت بشر در مسير تكاملى در تاريخ ، يك مسئلهء مبهم و غير قابل توضيح و اثبات است ، زيرا آنچه كه همگان مشاهده مى كنيم : گسترش تفكَّرات و تصرّفات انسانها در طبيعت و نفوذ به بعضى از سطوح با اهمّيّت آن است كه تاكنون از ديدگاه علمى مخصوصا در دو قرن اخير بدست آمده و بسيار چشمگير بوده است . امّا آيا اين گسترش و نفوذ را كه همهء ارزشها و عظمتهاى انسانى را زير پا گذاشته است ، مى توان تكامل ناميد خوشبينى غير عاقلانه اى مى خواهد كه يك انسان خود را از بهشت عواطف و احساسات و تعقّل و وجدان و فداكارىها در راه پيشرفت بنى نوع خود بيرون انداخته و با تورّم شديد خود طبيعى و خودخواهى فوق تصوّر ، روى قلَّهء كوههاى اسلحهء كشنده بنشيند و بگويد : من تكامل يافتهام و من بر مبناى اصل منفعتطلبى ، بايد مالك همهء دنيا شوم ، زيرا در همهء دنيا منافعى براى من وجود دارد ١٥ - ضرورت تفكيك ميان عامل ضرورى تاريخ و عامل تعيين كنندهء كيفيّت تاريخ يك اشتباه بزرگ از بعضى از صاحبنظران كه در فلسفهء تاريخ كار كردهاند ، ديده مى شود كه بايد مورد توجّه قرار گيرد و مرتفع گردد و آن اشتباه اينست كه عامل ضرورى تاريخ را با عامل تعيين كنندهء كيفيّت تاريخ يكى دانسته و آن دو را از يكديگر تفكيك نكردهاند براى توضيح ضرورت تفكيك دو عامل مزبور از يكديگر ، بايستى توجّهى به خود پديدهء حيات نمائيم . عوامل مربوط باين پديده بر دو قسم عمده تقسيم مى گردند : قسم يكم - عوامل وجود و ادامهء حيات است ، مانند تنفّس از هوا ، اعتدال