ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢ - دليل يكم
زيرا هيچ تاريك و مجهولى به آن مقام شامخ وجود ندارد . امّا تدبير با نظر به مفهوم آن كه عبارتست از تقدير و مقرّر ساختن يك شيء يا يك جريان با نظر به آغاز و سرانجام آن كه مجموعا منظَّم و در مجراى قوانين مربوطه اش بوجود بيايد و به حركت بيفتد و به غايت و هدف منظور برسد ، قابل اسناد به خداوند سبحان است ، چنانكه تقدير و محاسبه مخلوقات قابل استناد به خدا مى باشد .
بهمين ملاك كه مطرح شد ، مى توانيم معناى اين جمله را بفهميم كه مى فرمايد : « و بدون كمكگيرى از قريحه غريزى كه آنرا در درون خود داشته باشد » قريحه غريزى عبارتست از عامل دريافت ذوقى كه خداوند آن را در انسانها بوديعت نهاده است ، اين قريحه غريزى مانند عوامل تصوّر و تصديق و تخيّل و تداعى معانى مربوط به مجموع ساختمان مغزى و نفس انسانى است كه در انسان وجود دارد و ممكن است فعّاليّتهايش صحيح و مطابق واقع باشد و ممكن است غلط و مخالف واقع بوده باشد و همچنين قريحه غريزى قابل تقويت و به فعليّت رسيدن مى باشد و هيچيك از اين مختصّات در باره صفات خداوندى صحيح نيست ، زيرا خداوند متعال بر همه واقعيّات عالم است و هرگز دركى مخالف واقع ندارد . چنانكه تقويت و به فعليّت رسيدن عوامل درك و دريافت در باره آن ذات اقدس محال است . همچنين اگر در معناى تجربه و هدف از تجربه را در نظر بگيريم بدون كمترين ترديد ، خواهيم فهميد كه علم خداوندى بىنياز از تجربه است زيرا تجربه عبارتست از بررسى و آزمايش چيزى براى كشف مجهول يا مجهولاتى كه در آن چيز وجود دارد و علم مطلق خداوندى با جهل به ناچيزترين شيء يا حادثه سازگار نمى باشد . مطلبى ديگر كه در جملات مورد تفسير وجود دارد ، نفى شريك از مقام شامخ ربوبى است . دلائل توحيد و نفى مطلق شريك از خداوند سبحان متعدّد و بسيار روشن است . سه دليل روشنتر از همه آن دلائل است كه ما در اينجا بطور مختصر به آنها اشاره مى كنيم :
دليل يكم - همان است كه خداوند متعال در قرآن ابلاغ فرموده