ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٧ - دليل دوم - براى اثبات اين حقيقت كه بشر براى پيشرفت و تكامل ارزشى خود بطور مستمرّ قانونى حركتى انجام نداده است
كه ما بدانيم كه ما مى توانيم عكسى از ٤ ٢ ٢ و اين كه زنده بايد از زندگى خود دفاع كند و بدانيم كه همهء زندهها خواهند مرد و ضمنا بايد بدانيم كه حقّ زندگى هم در اختصاص اقوياء است در ذهن خود داشته باشيم ، كفايت مى كند ٣٨ - همهء آنچه را كه تا حال گفتيم كنار بگذاريد و اين دليل سى و هشتم را براى اثبات تكامل در نظر بگيريد ، كافى خواهد بود : مسائل ضرورى حيات براى اكثريّت قريب به اتّفاق مردم كه در حيات طبيعى محض زندگى مى كنند ، از روى تقليد و تأثّر از يكديگر پذيرفته مى شود .
اين مسائل ضرورى چنانكه در مجلَّد هفتم صفحهء ٢١ و ٢٢ از ترجمه و تفسير نهج البلاغه آوردهايم ، هفت مسئله است : مسئلهء يكم - من در عين حال كه در ميان عوامل محيطى و اجتماعى و پديدههاى ارثى درونى و عوامل ريشه دار زندگى مى كنم ، در بارهء اين زندگى يك احساس شخصى دارم و آن اينست كه اين منم كه زندگى مى كنم ، لذّت مى برم ، درد مى كشم ، تكاپو مى كنم ، عمل به قانون و قراردادها مى نمايم .
خلاصه با اين كه در ميان عوامل فوق غوطه ورم ، آن عوامل نمى تواند من را آن طور محو و نابود بسازد كه هيچ احساس در بارهء حيات شخصى خود نداشته باشم . با اين مشاهدهء قطعى در بارهء حيات شخصى چه بايد بكنم آيا اين حيات شخصى را هم بتقليد از ديگران بپذيرم متأسّفانه چنانكه گفتيم در امتداد تاريخ ، حيات طبيعى محض چنين بوده و چنين هست و ظاهرا آن طور كه بنظر مى رسد در آينده هم چنين خواهد بود كه اين حيات شخصى و ارادهء آنرا بايد از ديگران گرفت .
مسئلهء دوم - مشاهدات بديهى و دلايل لازم و كافى اثبات مى كند كه حيات من در اين بره از زمان كه زندگى ميكنم ، يك امر تصادفى نبوده ، بلكه از گذرگاه پر پيچ و خم ميلياردها رويداد در طبيعت از كانال معيّن عبور كرده باين