ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٨ - دليل دوم - براى اثبات اين حقيقت كه بشر براى پيشرفت و تكامل ارزشى خود بطور مستمرّ قانونى حركتى انجام نداده است
موقعيّت فعلى رسيده است . من اگر هم نتوانم پاسخ هفت ميليون « چرا » را كه از آغاز حيات مطرح مى شود ، بدهم ، حدّاقلّ بايستى يك تفسير و توجيه منطقى براى اقناع خود داشته باشم كه حيات من در اين برهه از تاريخ بشرى در امتداد تاريخ كيهانى چه موقعيّتى دارد مسئلهء سوم - هدف نهايى و فلسفهء قابل قبول اين زندگى چيست متأسّفانه ، باستثناى عدّه اى محدود در هر قرنى از قرون و اعصار ، همهء مردم كه در حيات طبيعى محض حركت مى كنند ، اين هدف و فلسفه را با تقليد تعيين مى نمايند .
مسئلهء چهارم - چون انواعى بىشمار از چگونگىهاى زندگى انسانها را مشاهده مى كنم كه بر دو قسم عمدهء ( حيات قابل تفسير منطقى و حيات يله و رها در ميان عوامل طبيعت و خواستهها و تمايلات همنوعان ) تقسيم مى گردند ، من بايد كدام يك از اين دو طرز زندگى را بپذيرم و با كدامين دليل متقن و غير قابل ترديد اين پذيرش را منطقى تلقّى كنم مسلَّم است كه انتخاب يكى از اين دو قسم عمده نيز معمولا با تقليد صورت مى گيرد .
مسئله پنجم - آيا در اين دنيا اين سؤال مطرح است كه « از كجا آمدهام ، براى چه آمدهام ، و بكجا مى روم » كه قطعا مطرح است ، پاسخ استدلالى اين سؤال چيست متأسّفانه پاسخ اين سؤال با منتفى كردن اصل آن ( كه چنين سؤالى وجود ندارد ) نيز با تقليد برگزار مى شود .
مسئلهء ششم - آيا مى توان راهى را براى تعديل امتيازات سودمند و موادّ معيشت كه با دست بشر استخراج مى شوند ، پيشنهاد كرد كه مورد عشق و علاقهء همهء انسانها يا حدّ اقلّ مورد خواست اكثريّت قابل توجّه انسانها بوده و احتياجى به توسّل به زور و قدرت و فريبكارى نداشته باشد آيا مى توان دارندگان امتيازات مستند به استعدادهاى شخصى را از روى دليل قانع ساخت كه بايد امتيازاتى را كه بدست آوردهايد در راه صلاح خود و ديگر انسانها بكار