ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٨ - ١٤ - التزام به انس و محبّت
عبارت است از نفوذ خير در نهايت ظرافت در يك موجود ، تا حدودى موفّق به توضيح آن كلمه گشتهايم ، بنا بر اين ، معناى لطيف بودن خداوندى بر بندگانش اينست كه خير يا خيرات الهى در نهايت ظرافت در بندگانش نفوذ دارد .
در تمدّن اسلامى چنانكه زمامدار مأمور به رحمت و محبّت و لطف بر مردم است ، افراد مردم هم بايد در حقّ يكديگر هر سه موضوع مزبور را مبذول بدارند . بيائيد در تفاوت ما بين دو نوع تمدّن بينديشيم كه يكى مى گويد : بايد انسانها بيكديگر رحمت و محبّت و لطف بورزند كه معناى آن چنين است كه انسانها واقعاً مانند اعضاى يك پيكرند ، بلكه بالاتر از اين ، انسانها مانند امواج يك روحند ، مسلَّم است تمدّنى كه بر اين مبنا استوار شود ، انسان را چگونه تلقّى مى كند و مى خواهد انسان را بكجا برساند تمدّن بر اين مبنا انسان را از منزلگه - ( إِنَّا لِلَّه ) ( ما از آن كمال مطلقيم ) برداشته و با قرار دادن وى در تكاپوى مسابقه در خيرات و كمالات ، رهسپار منزلگه ( وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) مى نمايد . اين انسانها سر تا پا رحمت و محبّت و لطف براى يكديگرند ، چون همهء افراد چنين تمدّن ، از دل برخوردارند و مى دانند كه - < شعر > بجان زنده دلان سعديا كه ملك وجود نيرزد آن كه دلى را ز خود بيازارى < / شعر > و تمدّن ديگر مى گويد : خرد ، دل ، رحمت ، لطف و محبّت يعنى چه من اينها را نمى فهمم . اگر قدرت دارى بيا جلوتا با يكديگر به نزاع و كشمكش بپردازيم ، هر كس قوىتر باشد ، موجوديّت و حقّ زندگى از آن او است اين