ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٠ - مقدّمه در بارهء واقعيّت موجودات پشت پردهء طبيعت
پيش از طرح توصيفات خطبهء ٩١ در بارهء فرشتگان ، يك مقدّمهء با اهمّيّت در بارهء موجودات پشت پردهء طبيعت متذكَّر مى شويم :
مقدّمه در بارهء واقعيّت موجودات پشت پردهء طبيعت يك روش شناخت ضدّ معرفت و هستى شناسى از روزگاران ديرين تا كنون ، بصورت يك بالش نرم براى خوابيدن و از دست دادن احساس و آگاهى وجود دارد كه با كمال صراحت در بعضى از موارد و با نوعى اشارت آميخته با شكّ و ترديد مى گويد : چون نمى بينم پس نيست من گمان نمى كنم عاقلى در ميان بشر پيدا شود و از مقدارى واقعيّات پيرامون خود و دور از منطقهء فيزيكى وجود خود با وسائل علمى اطَّلاع داشته باشد و در بارهء صدها و از يك جهت در بارهء ميليونها استعدادها و فعّاليّتهاى درونى خود ، معلوماتى بدست آورده باشد [ كه هيچ يك از آنها قابل ديدن و شنيدن و چشيدن و لمس كردن و بوئيدن نيستند ، ] و معناى جملهء « چون نمى بينم پس نيست » را هم فهميده باشد ، با همهء اين اطَّلاعات و آگاهىها باز بگويد : اين مطلب ( چون نمى بينم پس نيست ) صحيح است بر مبناى همين روش ضدّ علم و ضدّ آگاهى است كه همهء موجودات پشت پرده مانند فرشتگان و اجنّه مورد انكار قرار گرفتهاند . در صورتى كه اديان حقّهء الهى مخصوصا خاتم همهء اديان ، مكتب جاودانى اسلام اصرار شديد بر وجود و موقعيّتها و فعّاليّتهاى موجودات پشت پرده دارد . روشنترين دليل بىپايه و عاميانه بودن اين روش ( چون نمى بينم پس نيست ) عبارتست از لزوم اندازهها و كيفيّتهاى معيّن براى وارد شدن واقعيّات به منطقهء حواسّ و انتقال آنها از آن منطقه به مغز . مثلا مى دانيم كه هر صدائى بگوش ما نمى رسد بلكه حتما بايد امواج يك صدا بحدّى معيّن برسد كه ما آنرا بشنويم و كمتر از آن حدّ قابل شنيدن نيست .
لذا مى توان گفت : ممكن است پيرامون ما صدها امواج صدائى وجود داشته باشد ،