ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٨ - فتنه اى كور كه بينايان در آن در رنج و نابينايان در آن در راحتند
خود گذشت كرد . او از عشق الهى چنان سرشار بود كه مى گفت : إلهى رضى بقضائك و تسليما لأمرك لا معبود سواك يا غياث المستغيثين ( خداى من رضا به قضايت دارم و تسليم امر توام ، معبودى جز تو نيست اى پناه پناهندگان . ) احتياج زيادى به بحث در اين مورد نداريم و در مجلَّد ١٣ از تفسير و نقد و تحليل مثنوى از ص ٢٩٢ تا ٣١٩ در بارهء بنى اميّه و مخصوصا در بارهء يزيد و پدر وى و در بارهء امام حسين عليه السّلام مقدارى بررسى شده است ، مراجعه فرمائيد . امير المؤمنين عليه السّلام دو مختصّ مهمّ براى فتنهء بنى اميّه متذكَّر شدهاند : مختصّ يكم - كور و تاريك و تاريك كننده است ، زيرا دعاوى بنى اميّه به هيچ اصل و قانونى مستند نبود ، آنچه كه براى آنان مطرح بود هوى و خودكامگى و سلطه جوئى بود و چون اين سه موضوع هيچ مبنا و اصلى ندارند ، لذا قطعى است كه فتنه اى كه بر مبناى بىمبنائى بوجود بيايد و ادامه پيدا كند ، كور و تاريك و تاريك كننده خواهد بود .
٢ - مختصّ دوم - فراگير همهء مردم جامعه مى باشد ، زيرا اوّلا قدرت را بدست داشتند ، ثانيا از قيافههاى بظاهر حقّ بجانب استفاده مى كردند ثالثا شعارهائى عوامپسند مانند شعار در بارهء قرآن كه معاويه در روزهاى صفّين با تعليمات عمرو بن عاص براه انداخت ، ولى فقط خواصّ و عظماء بودند كه از فتنهء بنى اميّه واقعا در شكنجه و فشار بودند . لذا مى فرمايد : عمّت خطَّتها و خصّت بليّتها ( نقشه و خصلتش فراگير عموم ولى بلايش مخصوص بود . ) اين بلا و شكنجه و رنج سراغ آگاهان و پاكان انسانهاى آن دوران را كه در رديف اوّلشان ائمّهء اطهار و اولياء اللَّه بودند ، مى گرفت .