ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٧ - تقليد از گذشتگان در تاريخ و تكيه بر آنان
بروز نتايج استكبار و حيله پردازىها ( غدر و مكر و نقشه كشىها براى اجراى ظلم و تعدّى ) را سنت غير قابل دگرگونى معرّفى فرموده است . و در سورهء النّساء آيهء ٢٦ سنّتهاى شايسته اى را كه در تاريخ گذشتهء بشرى در جريان بودهاند توصيه مى نمايد : ( يُرِيدُ الله لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ . . . ) ( خداوند مى خواهد براى شما بيان كند و شما را به سنّتهاى اقوام پيش از شما هدايت كند . ) بنا بر اين ، در فلسفهء تاريخ از ديدگاه اسلام حتما اصل يا قانون عمل و عكس العمل ناشى از يك نظم ثابت در قلمرو حيات انسانها وجود دارد كه بدون پذيرش آن ، تاريخ بشر قابل تفسير و تحليل نمى باشد .
تقليد از گذشتگان در تاريخ و تكيه بر آنان قرآن مجيد تقليد بىدليل از گذشتگان و تكيه بر آنان را دور از عقل و ناشايست مى داند و مردم را از تقليد و تكيه بر حذر مى دارد ، و مى دانيم كه اين يك پديدهء مستمرّ و فراگير در تاريخ بشرى است كه اساسىترين نقش را در ركود تاريخ بعهده داشته است . اگر همين امروز وضع فرهنگها و عقائد اقتصادى و حقوقى جوامع را مورد مطالعه و تحقيق قرار بدهيم ، خواهيم ديد كه اغلب اين فرهنگها و عقائد تقليد از گذشتگان مخصوصا تقليد از شخصيّتهائى چشمگير است باين عنوان كه آنان صاحبنظران و بانيان اين فرهنگها و عقائد مى باشند . نمونه اى از آيات قرآنى در بارهء اين جريان راكد كننده چنين است : ١ - * ( بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ . وَكَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ . قالَ أَ وَلَوْ جِئْتُكُمْ