ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٠ - ٢٠ - گرايش تبهكاران به فساد و افساد در روى زمين و نتائج آن
و رشد يافته كه در ميان انبوه نامحدود زغال سنگ اكثريّت انسانها ، در جريان است فساد و إفساد در روى زمين خيلى فراوان بوده و موجب عقبماندگى آنان از رشد و عظمتهاى قابل وصول گشته است .
و چون بشر مى توانسته است بوسيلهء تعليم و تربيت صحيح و بهره بردارى از حكمت عاليهء اديان و اخلاق والاى انسانى حيات خود را در گذرگاه دنيا قابل تفسير و توجيه مقبول نمايد ، بنا بر اين مى توان گفت : فساد و إفسادى كه بشر در روى زمين در طول تاريخ براه انداخته است ، تا حدّى كه بتواند براى خود ، تاريخ انسانى بسازد قابل اجتناب بوده است . براى اثبات اين حقيقت كه بشر براى پيشرفت و تكامل روحى و مغزى خود حركت آگاهانه و مستمرّ انجام نداده است [ با اين كه مى توانست چنين حركتى را شروع و آنرا ادامه بدهد ] دو دليل بسيار مهمّ و بديهى را مطرح كنيم :
دليل يكم - رفتار بشرى در سرتاسر تاريخ خلاف ادّعاى تكامل را نشان مى دهد
دليل يكم - رفتار بشرى در سرتاسر تاريخ خلاف ادّعاى تكامل را نشان مى دهد مى توان گفت : يكى از اساسىترين عوامل كشف فلسفهء تاريخ ، يا حدّاقلّ كشف برخى از پايههاى بسيار مهمّ تاريخ ، رفتارهائى است كه بشر از خود نشان داده است . با دقّت در انواع رفتارهائى كه در گذرگاه تاريخ از نوع بشر نمودار گشته است ، مى توانيم عوامل اصيل و پايه اى حيات بشر را در تاريخ از عوامل فرعى و ثانوى آن يا به اصطلاح ديگر عوامل زيربنائى حيات بشر را از عوامل روبنائى آن ، تفكيك نمائيم . در اين مبحث چند مطلب را مطرح مى نمائيم :
١ - تعريف رفتار
١ - تعريف رفتار - رفتار عبارتست از هر نمود و عمل و موضعگيرى كه از انسان در زندگى مادّى و معنوى بروز مى نمايد . و اين يك مفهوم عامّ است كه شامل همهء انواع گفتار و كردار و نمودهاى عقلانى و عاطفى و انعكاسى