ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - ١٩ - آيا چون خدا مى دانست حضرت آدم عليه السّلام مرتكب آنچه كه براى او ممنوع بود ، خواهد گشت ، حضرت آدم مرتكب آن ممنوع شد ( گندم را خورد )
مى داند كه چه كسى قبول مى شود و چه كسى تجديد خواهد آورد و چه كسى مردود است ، آيا اين علم دبير است كه وضعيّت پيشبينى شده را براى دانشآموزان بوجود مى آورد ، يا جريانات ذهنى و محيطى و ديگر عوامل است كه وضعيّت مزبور را پيش خواهد آورد مسلَّم است كه علم دبير نمى تواند وضعيّت مزبور را پيش بياورد ، پس مربوط به عوامل و شرايط خود دانش آموزها مى باشد . براى اثبات اين حقيقت كه علم خداوندى مربوط به اختيار ، اختيار را جبرى نمى نمايد ، مى گوئيم اختيار كه از جويندگى و طلب خير و كمال در كار گرفته تا صدور آخرين اجزاء كار فيزيكى و روانى ، بلكه دامنهء همان كار كه گاهى بجهت اهمّيّتى كه دارد ، تا مدّتى امواج آن بعضى از سطوح درون انسان را اشغال مى نمايد مانند ديگر پديدهها و واقعيّات جهان هستى مشمول علم خداوندى است ، ولى اين شمول جنبهء آيينه اى علم خداوندى را بازگو مى كند ، نه جنبهء فاعلى و ايجادى او را . و همچنين موقعيّت خود اختيار كه عبارتست از : نظاره و سلطهء شخصيّت بر دو قطب مثبت و منفى كار و نيز اثر وجودى چنين نظاره و سلطه همه و همه مانند ديگر واقعيّات عالم هستى در علم خداوندى منعكس مى باشند [ البتّه انعكاس در علم الهى از سنخ فيزيكى نيست ] و هيچ يك از انعكاسهاى مزبور علَّت بوجود آمدن موضوع منعكس شده در عالم خلق نيست . براى توضيح بيشتر لطفا به كتاب جبر و اختيار از نويسنده مراجعه فرمائيد .
٣١١ ، ٣٢٢ - و قدّر الأرزاق فكثّرها و قلَّلها ، و قسّمها على الضّيق و السّعة ، فعدل فيها ليبتلي من أراد بميسورها و معسورها ، و ليختبر بذلك الشّكر و الصّبر من غنيّها و فقيرها ، ثمّ قرن بسعتها عقابيل فاقتها ، و بسلامتها طوارق آفاتها ، و بفرج أفراحها غصص أتراحها . و خلق الاجال فأطالها و قصّرها و قدّمها و أخّرها ، و وصل بالموت أسبابها ، و جعله خالجا لأشطانها ، و قاطعا لمرائر أقرانها