ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٧ - ١٩ - آيا چون خدا مى دانست حضرت آدم عليه السّلام مرتكب آنچه كه براى او ممنوع بود ، خواهد گشت ، حضرت آدم مرتكب آن ممنوع شد ( گندم را خورد )
ثانيا - آيا اين كه خداوند به همه كارهاى انسان عالم است ، فقط به خود آن كارها عالم است يا با همهء مقدّمات آنها بديهى است همان دليل و علَّتى كه تعلَّق علم خداوندى را بر همهء موجودات و رويدادها اثبات مى كند ، بر مقدّمات و شرائط و وسائل آنها نيز اثبات كند . بعنوان مثال چنانكه خدا ميداند كه من در فلان دقائق نماز خواهم خواند ، اين را هم ميداند كه من ضرورت و لزوم عبادت خداوندى را خواهم پذيرفت و بدانجهت كه نماز را در آن موقع واجب دانستهام اقدام به انجام آن خواهم كرد ، دقائقى را براى اين عمل منظور نموده و همهء مقدّمات عقلى و شرعى آن را بجاى خواهم آورد و يكى از آن مقدّمات جريان درونى در بارهء تعيين انگيزهء نماز است كه نيّت خالص و آزادانه و آگاهانهء اداى آن است براى خداوند متعال . خداوند متعال همهء اين عمل و مقدّمات و شرائط و وسائل را مى داند پس بايد عمل با خلوص و اختيار و آگاهانه انجام بگيرد . ممكن است گفته شود : چون خود اختيار معلوم خداوند است ، پس بايد نماز مستند به اختيار از من صادر شود پاسخ اين اعتراض كه حلّ اصل مشكل را هم در بر دارد ، بدينقرار است : كه همهء جزئيّات و شرائط و مقدّمات درونى و برونى كار صادر از بشر با خود آن ، و حتّى آثار و نتائج آن كه در همهء حلقههاى گذشته و آيندهء زنجير هستى گسترده است ، در علم خداوندى وجود دارد ، بدون اين كه علم خداوندى علَّت بوجود آمدن آن امور بوده باشد . آيا تاكنون شنيده يا ديدهايد يك انسان آگاه از پائينترين انسانها از نظر علم و خرد گرفته تا بزرگترين پيامبران و حكماء بنشيند و دست روى دست بگذارد و بگويد : چون من نمى دانم كار من در علم خداوندى چيست بنا بر اين هيچ كارى نبايد انجام بدهم تا براى من روشن شود كه كار من در علم خداوندى چيست يك مثال ساده مى تواند به حلّ اين مشكل كمك كند : فرض كنيد يك دبير بسيار آگاه از وضع كلاس و وضع ذهن و حافظه و مقدار پشتكار و علاقهء دانش آموزانش در بارهء درسها