ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - ٨ - قضيّهء دوم - انسان قانون علَّيّت را از بين نمى برد و معدومى را موجود و موجودى را معدوم نمى كند بلكه با تحصيل آگاهىها و قدرتهاى متنوع در علَّيّت علَّتها و انگيزگى انگيزهها در رابطه با خويشتن تصرّف مى نمايد
اروپا را تغيير داد ، براى اثبات اين كه جريان تاريخ و تحوّلات و رويدادهاى آنرا نمى توان با قانون علَّيّت تفسير و توجيه نمود ، كفايت نمى كند بنظر مى رسد اين اشكال هم وارد نيست ، زيرا فرق بسيار زياديست ميان حادثهء محاسبه نشده و حادثهء بىعلَّت . معناى حادثهء محاسبه نشده اينست كه علل يا زمان وقوع حادثه براى انسان مجهول باشد ، مانند اين كه شما در خيابان مى رويد و ناگهان دوست خود را ملاقات مى كنيد كه اصلا حتّى احتمال ملاقات مزبور هم براى شما مطرح نبود ، از اين جهت حادثهء مزبور را حادثهء محاسبه نشده مى ناميم ، ولى حتّى كمترين حركتى كه دوست شما براى عبور از آن خيابان كه شما عبور مى كرديد ، انجام داده است ، معلول علَّتى بوده است كه اگر آن علَّت نبود ، هيچ حركتى بوجود نمى آمد . و همچنين در آمدن قطعه اى ابر و باريدن به درهء واترلو كه در محاسبات ناپلئون نبوده است ، ولى حتّى ناچيزترين حركت ابر و بارش آن بدون علَّت نبوده است . اين كه مى گوئيم : انسان قانون علَّيّت را از بين نمى برد و معدومى را موجود و موجودى را معدوم نمى سازد ، بلكه با تحصيل آگاهىها و قدرتهاى متنوّع در علَّيّت علَّتها و انگيزگى انگيزهها در رابطه با خويشتن تصرّف مى نمايد . درست مانند اينست كه مى گوئيم انسان نمى تواند از عدم محض گندم را بوجود بياورد ، ولى انسان مى تواند گندم را آرد كند و آرد را خمير نمايد و از آن خمير نان بپزد و آن نان را بخورد ، در صورتى كه گندم ممكن بود با ارتباط با انواعى از اجزاء جهان هستى تفاعل نمايد و مسير ديگرى را پيش بگيرد ، مثلا آن را گاو بخورد ، يا نشاستهء آنرا با عناصر قابل تفاعل ديگر تركيب نموده بشكل مركَّبى خاصّ در جريانات طبيعى قرار دهند . و يكى از مسيرهاى گندم هم اينست كه زير خاك بطور مناسب قرار بگيرد و شرايط روئيدن آن بوجود بيايد و مسير سنبله شدن را طىّ نمايد و دانه هائى از گندم را بوجود بياورد . ملاحظه مى شود كه وقتى انسان گندم را آرد و آرد را خمير و خمير را نان و نان را مى خورد ، نه معدومى را موجود