ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - ٨ - قضيّهء دوم - انسان قانون علَّيّت را از بين نمى برد و معدومى را موجود و موجودى را معدوم نمى كند بلكه با تحصيل آگاهىها و قدرتهاى متنوع در علَّيّت علَّتها و انگيزگى انگيزهها در رابطه با خويشتن تصرّف مى نمايد
مى كند و نه موجودى را معدوم مى سازد و نه قانون علَّيّت را نقض مى كند ، بلكه با معرفت و قدرتى كه دارد با بوجود آوردن علَّت اقوى ، مسير و جهت حركت گندم را تعيين مى كند ، در گندم متحرّك در مسير انتخاب شده از طرف انسان كمترين خلاف اصل و قانون صورت نمى گيرد .
اگر بخواهيم قانون اين جريان را با اصطلاح مناسبى بيان كنيم ، بايد بگوئيم :
٩ - نقش علل در تبديل كيفيّتهاى اوّليّه به كيفيّتهاى ثانويّه
٩ - نقش علل در تبديل كيفيّتهاى اوّليّه به كيفيّتهاى ثانويّه كيفيّت ثانويّه ناشى از برخورد يك جسم و بطور كلَّى يك موضوع با علَّت ضدّ قانون آن جسم كه داراى كيفيّت اوّليّه بوده است ، نمى باشد ، بلكه اين قانون عامّ عالم هستى است كه حركت همواره كيفيّتهاى اوّليّه را تغيير مى دهد و از اين تغيير كيفيّتهاى ثانويّه بوجود مى آيد . هيزم زغال مى شود ، زغال محترق مى گردد و آتش مى شود و آن گاه مبدّل به خاكستر مى گردد . كيفيّت اوّليّه و ثانويّه در جريان هيزم تا خاكستر بدينقرار است : هيزم با آن وضع و شكل خاصّ اجزاء و تركيبات آن ، كيفيّت اوّليّه است [ كه البتّه بالنّسبه به حالات پيشين كيفيّت ثانويّه مى باشد ] پس از برخورد هيزم با آتش و احتراقى معيّن ، مبدّل به زغال مى شود . زغال بالنّسبه به هيزم كيفيّت ثانويّه است ، ولى بالنّسبه به زغال محترق در مرحلهء بعدى كيفيّت اوّليّه مى باشد . زغال محترق كيفيّت ثانويّه براى زغال و كيفيّت اوّليّه مى باشد . زغال محترق كيفيّت ثانويّه براى زغال و كيفيّت اوّليه براى خاكستر است و خاكستر كيفيّت ثانويّه زغال محترق مى باشد . اين جريان مستمرّ از كيفيّتهاى اوّليّه به كيفيّتهاى ثانويّه بوسيلهء برخورد با علل ، قانون فراگير همهء متغيّرات عالم هستى است .
١٠ - ضرورت تفكيك ميان تعاقب حوادث و علَّت و معلول
١٠ - ضرورت تفكيك ميان تعاقب حوادث و علَّت و معلول شايد حسّاسترين مسئله در شناخت فلسفهء تاريخ همين مسئله است كه متفكَّر تحليلگر بايد نهايت دقّت و كوشش خود را در بارهء آن بكار بيندازد .